اين معنى را احساس كردند كه بايد كفن جهالت را دريد ، فوراً به طرف مسلمين كه از هر جهت برتر و استادتر بودند متوجّه شده و مراجعه به آنها نمودند . »
گوستاو لبون سپس مىگويد :
« در سال 1130 ميلادى دار الترجمهاى در طُلَيْطَلَه يكى از مناطق اروپا تحت رياست اسقف اعظم رايمند ، تأسيس شد و تمام كتب مشهور علماى اسلام را از عربى به لاتين شروع به ترجمه نمودند و از اين ترجمهها موفقيّت كاملى حاصل گرديد ، يعنى چشمهاى اروپائيان از اين كتب باز شده و دنياى تازهاى را توانستند به نظر بياورند .
اين دارالترجمه نه تنها كتب محمّد زكريّاى رازى ، بلكه نوشتههاى ابن سينا ، ابن رشد آندلسى را كه از علماى اسلام بودند به لاتين ترجمه نمودند و از همه مهمتر مصنّفات جالينوس ، ذيمقراطيس ، افلاطون ، ارسطو ، اقليدس ، ارشميدس ، بطلميوس را كه مسلمين از يونانى به عربى ترجمه كرده بودند از عربى به لاتينى برگرداندند . »
دكتر لكلرك در « تاريخ طبّ » خود پس از آن كه نام زياده از سيصد كتاب مشهور عربى را كه به لاتينى ترجمه شده ذكر مىكند ، چنين مىنويسد :
« در قرون وسطى اطلاعاتى كه از علوم يونان براى ما حاصل شده به وسيلهء همين ترجمههاى عرب بوده است و از بركت همين ترجمهها توانستيم تصانيف قديمهء يونان را هم به دست بياوريم نه از راهبهايى كه نام يونان را هم بلد نبودند ؛ بدين جهت تمام دنيا بايد رهين مسلمين باشند كه فقط آنها خدمت به معارف دنيا كرده و اين ذخاير بى بها را از دستبرد حوادث زمانه حفظ كردند . »
گوستاولبون راجع به درجهء انحطاط فكرى ملل اروپا مىنويسد :
« گربرت در سال 999 ميلادى تحصيلاتى نموده و به نام سيلوستر دوم مقام پاپى را حائز گرديد ، ولى وقتى كه خواست علوم خود را در اروپا انتشار دهد تا درجهاى
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 395
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٩٥