و شما ملّت عرب در آن وقت داراى بدترين دين و در بدترين خانه بوديد ، اقامت گاهتان در ميان سنگهاى سخت و در بين مارهاى زهردار بود ، آب تيره مىنوشيديد ، غذاى خشن مىخورديد ، خون يكديگر را مىريختيد ، قطع رحم مىكرديد ، بتان در ميان شما نصب شده بود و گناهان به شما بسته بود .
اين وضع نكبت بار زندگى عرب بود ، كه بر اثر عقايد فاسده و اخلاق رذيله به آن خو داشتند ، رهبر با كرامت اسلام با چه زحمتى در سايهء قرآن مجيد آن وحشىهاى بدتر از درندگان را به صراط مستقيم كشانيد ، خدا مىداند !
اى چو خورشيد چشمهاى از نور * پرتو تو مباد از من دور
دوست را چون بود شكيب از دوست ؟ * چشم را كى بود ملال از نور ؟
دو جهانش نيايد اندر چشم * هر كه را در جهان تويى منظور
صحبت تو غنا و من درويش * نظر تو شفا و من رنجور
نيست هر خوب را ملاحت تو * نيست هر كوه را كرامت طور
سيف فرغانى از تو سيرنشد * از عسل سير كى شود زنبور
( سيف فرغانى )
بعثت پيامبر بر عرب جاهلى
إنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله وَلَيْسَ أحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ يَقْرَأُ كِتاباً ، لايَدَّعى نَبُوَّةً ، فَساقَ النّاسَ حَتّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتُهُمْ و بَلَّغَهُمْ مَنْجاتَهُمْ ، فَاسْتَقامَتْ قَناتُهُمْ وَاطْمَأَنَّتْ صَفاتُهُمْ . « 1 »
خداوند سبحان محمّد صلى الله عليه و آله را به نبوت برانگيخت ، در حالى كه احدى از عرب كتابخوان نبود و ادّعاى نبوّت نداشت . آن حضرت ايشان را رهبرى كرد تا در
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 33 .