عَلَى النَّبِيّينَ ميثاقُهُ ، مَشْهُورَةً سِماتُهُ ، كَريماً ميلادُهُ و أَهْلُ الْارْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرَّقَةٌ ، وَأهْواءٌ مُنْتَشِرَةٌ و طَرائِقُ مُتَشَتَّتَةٌ لِلّهِ بِخَلْقِهِ ، أوْ مُلْحِدٍ فِى اسْمِهِ ، أوْ مُشيرٍ إلى غَيْرِهِ ، فَهَداهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ وَأنْقَذَهُمْ بِمَكانِهِ مِنَ الْجَهالَةِ . « 1 »
تا خداوند محمد صلى الله عليه و آله را براى به انجام رساندن وعدهاش و به پايان بردن مقام نبوّت مبعوث كرد ، در حالى كه قبولى رسالت او را از تمام انبيا گرفته بود ، نشانههايش روشن و ميلادش با عزّت و كرامت بود . در آن روزگار اهل زمين مللى پراكنده ، داراى خواستههايى متفاوت و روشهايى مختلف بودند ، گروهى خدا را تشبيه به مخلوق كرده ، عدهاى در نام او از حق منحرف بوده و برخى غير او را عبادت مىنمودند . چنين مردمى را به وسيلهء پيامبر از گمراهى به هدايت رساند و به سبب شخصيّت او از چاه جهالت به در آورد .
اى ز روى تو مه و خور را مدد * از ازل ، دوران حُسنت تا ابد
حُسن را از عاشقان باشد كمال * پادشا از لشگرى دارد مدد
در كتاب ما نمىگنجد حروف * در حساب ما نمىآيد عدد
معنىِ اسما همه در ذات تو * مُضمرست اى دوست چون نه در نود
كُشتهء عشقت نميرد در مَصاف * مردهء شوقت نخسبد در لحد
خامشى بهتر كه نتوانم گرفت * خيمهء گردون چو خرگه در نمد
( سيف فرغانى )
دين پيامبر
وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ، أرْسَلَهُ بِالدّينِ الْمَشْهُورِ و الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ ، وَالْكِتابِ الْمَسْطُورِ ، وَالنُّورِ السّاطِعِ ، وَالضِّياءِ اللّامِعِ وَالْأمْرِ الصّادِعِ ، إزاحَةً لِلشُّبُهاتِ و احْتِجاجاً بِالْبَيِّناتِ ، وَتَحْذيراً بِالْآياتِ ، وَتَخْويفاً
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 1 .