صفات خوب انسان
در كتاب « آداب النفس » آمده است كه :
« انسان خوب چهار صفت دارد :
عفّت نفس ، پرهيزكارى و تقوا ، زهد در حُطام دنيا ، ورع از معصيت .
با نفس سركش و اميال و شهواتش و با شيطان بيرونى رفاقت و همنشينى مكن ، هميشه با اين دو از در مخالفت برآ ؛ كه نود و نه درِ خير به رويت مىگشايند تا در مرحلهء صدم تو را به دام بيندازند .
اگر به دنيا بخوانندت بگو فانى است ، اگر به شهوات غلط دعوتت كنند بگو ندامت است ، اگر به كبر خواندند به اوّل و آخر نظر كن كه نطفه و جيفه است ، اگر به خودبينى بخوانند به حقيقت بنگر كه چيزى از تو نيست ، مالك خداست و تو با تمام هويّت و هستى مملوكى .
يكى از عرفا مىگويد :
وصف بندهاى از بندگان حق را شنيدم ، براى ديدارش شتافتم ، چون به او رسيدم با او حرف زدم جواب نداد ، دوباره سخن گفتم جواب نداد ، گفتم : به حقّ معبودت به من نظر كن ، نظر كرد ، ابروهايش به چشمش افتاده بود ، گفتم : مرا وصيّتى كن ، اشاره كرد از حرف زدن معذورم كه حرف ما را به گناه مىكشد . روزى را در خدمت او به سر بردم دو كلمه از وى شنيدم :
1 - عجب دارم از كسى كه باتو مأنوس است با غير چكار دارد .
2 - عجب دارم از كسى كه مىداند خزانهء همه چيز نزد توست چرا به غير تكيه و توكل دارد ؟ !
گفتم : هيمن دو كلمه مرا بس است . برگشتم به قريه رسيدم ، به مردم گفتم : اين بزرگوار چند سال است مقيم اين ناحيه است ؟ گفتند : نود سال ، گفتم : چرا با من