از تمام مردم بخشندهتر بود و هيچ گاه درهمى نزد او به شب نماند ، اگر درهم و دينار زياد مىآمد و مستحقّى را نمىيافت كه به او عنايت كند و شب مىرسيد به خانه نمىرفت تا آن را به نيازمند بدهد .
از آنچه خداوند به او عنايت مىكرد به اندازهء نيازش آن هم به حدّ قناعت بر مىداشت و باقى را در راه خدا انفاق مىكرد .
نعلين مباركش را خودش مىدوخت ، لباسش را با دست مبارك خود وصله مىزد و در كارهاى منزل به اهل خانه كمك مىداد .
نمونهء او در حيا وجود نداشت ، به صورت كسى خيره نمىشد ، دعوت آزاد و مملوك را مىپذيرفت ، در برابر هر چيزى گرچه يك جرعه شير بود پاداش مىداد .
از صدقه استفاده نمىكرد و دعوت كنيزان و مستمندان را اجابت مىفرمود ، براى خود غضب نمىكرد ولى براى حق خشمگين مىشد . حق را گر چه به ضرر خودش بود اجرا مىكرد ، از غير مسلمان گر چه به آن نياز داشت كمك نمىگرفت .
يكى از دوستانش به دست يهوديان كشته شد ، او در برابر اين عمل جز به عدالت رفتار نكرد .
گاهى از گرسنگى سنگ به شكم مىبست و به هر زمان هر آنچه از خوردنى حاضر بود تناول مىفرمود .
از سؤال دورى مىجست و از غذاى حلال پرهيز نداشت .
خرما ، نان ، گوشت ، حلوا ، عسل ، رطب ، خربزه و از اين قبيل در صورت داشتن ، ميل مىكرد . سه روز پى در پى از نان گندم سير نخورد تا خدا را ملاقات كرد ، نه از نادارى و بخل ، بلكه به خاطر آن كه ديگران را بر خود ترجيح داده بود .
چون او را به وليمه دعوت مىكردند مىپذيرفت ، از بيماران عيادت مىفرمود ، به تشييع جنازه حاضر مىشد و در ميان دشمنانش بدون محافظ حركت مىكرد .
از همه ساكتتر بود ، خوشرويى و بلاغت او در كلام نظير نداشت ، امور دنيوى
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٠٧