تعلّق روح به بدن ، حقيقت انسان شكل مىگيرد كه اين حقيقت ، در زبان قرآن « نفس » است .
از ديدگاه اهل لغت « نفس » همان روحى است كه هستى و حيات جسد به آن وابسته است ، مراد از نفس همان روح است كه حيات و هستى جسد و بدن وابسته به آن مىباشد و هر انسانى به آن ، نفس اطلاق مىگردد و حتى حضرت آدم عليه السلام ، زن باشد يا مرد در اين مورد مساوى است و هر شيئى به ملاحظه ذاتش ، نفس شىء گفته مىشود و نيز گفته مىشود كسى كه داراى نفس است يعنى صفات پسنديده داشته ، داراى ذكاوت و سخاوت است .
نفس مىتواند معانى گوناگونى داشته باشد :
1 - نفس به معناى شخص .
2 - نفس به معناى روح . در مورد انسانى كه مالك بر نفس خويش باشد ، كلمهء نفس بر او اطلاق مىگردد .
از برخى عارفان چنين نقل شده است :
ادلهء قطعى وجود دارد كه مراد از نفوس همان ارواحى باشد كه هستى انسانها به آنها قائم است و اين ارواح اوّلين مخلوق خداست .
چنان كه از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز نقل شده است كه :
أوَّلُ ما ابْدَعَ اللَّهُ سُبْحانَهُ وَتَعالى هِىَ النُّفُوسُ المُقَدَّسَةُ المُطَهَّرَةُ فَانطَقَها بِتَوْحيِدِه ثُمَّ خَلَقَ بَعْدَ ذلِكَ سائِرَ خَلْقِهِ
[ وانَّها خُلِقَتْ لِلبَقاء وَلَمْ تُخْلَقُ لِلفَناءِ
] لِقَولِهِ ما خُلِقْتُمْ لِلفَناءِ بَلْ خُلِقْتُم لِلْبَقاء وَإنَّما تُنْقَلُونَ مِنْ دارٍ الى دارٍ
[ وَانَّها فِى الأَرْضِ غَرِيبَةٌ وَفِى الأبْدانِ مَسْجُونَةٌ
] « 1 » اوّلين موجودى را كه خداوند ايجاد كرده است ، همان نفوس قدسى پاك ارواح
هامش
( 1 ) - الاعتقادات ، شيخ صدوق : 47 ؛ بحار الأنوار : 6 / 249 ، باب 8 ، حديث 87 ؛ مجموعة ورّام : 2 / 243 .