شعاع آن نگاه داشته گرچه سنگينى و آلودگى به گناه او را رها نمىكند .
نيروهاى معنوى برتر به شفاعت آن برمىخيزند و بيش از استحقاق او را به سوى خويش مىكشانند و از آلودگى گناه و تاريكى آن پاك و روشنش مىسازند و اگر با اصرار بر گناه و تكرار آن خطرات ، آدمى از حركت به سوى خير و حق باز ايستد و از جاذبهء آن دور نگه داشته شود از رحمت برخوردار نمىگردد .
معانى نفس و تفسير آن
مراد از نفس ، حقيقت انسان است كه در دنيا ، بدن مادّى به عنوان ابزار فعل آن است و در هنگام مرگ تعلّقش از آن قطع شده و به عالم ديگر سفر مىكند .
و خداوند در وصف اين حال مىفرمايد :
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِى فِي عِبَادِى * وَادْخُلِى جَنَّتِى » « 1 »
اى جان آرام گرفته و اطمينان يافته ! * به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است ، باز گرد . * پس در ميان بندگانم درآى * و در بهشتم وارد شو .
اين اصطلاح از نفس در دين ، « روح » گفته مىشود و در قرآن ، روح به اين معنا است .
روح موجودى آسمانى است كه به دليل شرافتش به خداوند نسبت داده شده است ، اين موجود آسمانى مانند فرشتگان داراى وجودى مستقلّ است . او پس از رشد و كمال جسم كه تسويه نام گرفته ، خلقتى ديگر در او ايجاد مىشود و آفرينش دوّم ، چيزى جز ايجاد حيات انسانى نيست كه توسّط روح صورت مىگيرد . پس از
هامش
( 1 ) - فجر ( 89 ) : 27 - 30 .