رحمت حقّ خود رحمتى بود كامل و عنايتى شامل مرجميع جهانيان را و جمله عالميان را .
خدايش به صراحت تمام او را
« رحمة للعالمين »
خوانده و بر مقدم لياقتش كه از گنجينهء موهبت فراهم آمده هزاران درّ خوشاب و لآلى شاهوار از تكريم و آفرين افشانده و از مقام رفيعْ فرمانِ منيع صادر گشته كه :
وَما أرْسَلْناكَ إلّارَحْمَةً لِلْعالَمينَ » « 1 »
و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم .
او همه را آمد با رحمت بسيار از لوازم سعادت و نعمت بىشمار از مواهب عنايت ، امّا از كوردلان كج فهم و بىحاصلان كم حظ بسى بودند و بسيار باشند كه به سوء اختيار خويش از او نصيبى نبردهاند و بهرهاى نيافتهاند .
در حالى كه به تأكيد عقل فرض عين است جان همگان را و به ويژه رنج آلودگان درد هوا و زمين گيران بستر هوس راكه از طبيب جانها و توان بخش ايمانها مدد جويند و به امداد حضرتش از قيد وساوس شيطانى و هواجس نفسانى رها شوند و طريق نجات پويند .
چون تو بيمارى از هوا و هوس * رحمة العالمين طبيب تو بس
هر كه را از كمال مايه بود * خرد مصطفاش دايه بود
گر ندانيد اى هوا كوشان * بشنويد اين سخن ز خاموشان
تا بگويند بر زبان خرد * هر كه دل داد دين او بخرد
( سنايى غزنوى )
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 107 .