اوّلين مخلوق خدا روح من [ پيغمبر صلى الله عليه و آله ] است .
و صورت محمّدى صلى الله عليه و آله صورتى است كه : روح اعظم به تمامت اسما و صفات چنانچه گذشت در او ظاهر شده و نبوّت ذاتى كه اخبار از ذات و صفات حضرت الهى است ، اوّلًا و بالذّات ، روح اعظم است كه حقيقت آن حضرت است ، در آخر نيز ختم نبوّت ، عرضى بر صورت و معنى آن حضرت گشته ؛ پس اوّل به حقيقت و آخر به صورت ، درين كار نبوّت كه اخبار و اعلام است ، آن حضرت بوده و باقى انبيا هر يكى مظهر بعضى از كمالات حقيقت آن حضرتاند . » « 1 »
آن خدايى كه فرستاد انبيا * نه به حاجت بل به فضل كبريا
آن خداوندى كه از خاك ذليل * آفريد او شهسواران جليل
پاكشان كرد از مزاج خاكيان * بگذرانيد از تك افلاكيان
برگرفت از نار و نور صاف ساخت * وانگه او بر جملهء انوار تاخت
آن سنابرقى كه بر ارواح تافت * تا كه آدم معرفت زان نور يافت
نوح از آن گوهر چو برخوردار شد * در هواى بحر جان دُربار شد
جان ابراهيم از آن انوار زَفْت « 2 » * بى حذر در شعلههاى نار رفت
چونكه اسماعيل در جويش فتاد * پيش دشنهء آبدارش سر نهاد
چون عصا از دست موسى آب خَورد * ملكت فرعون را يك لقمه كرد
نردبانش عيسى مريم چو يافت * بر فراز گنبد چارم شتافت
چون محمّد يافت آن ملك و نعيم * قرص مَه را كرد او در دَم دو نيم
چون ز رويش مرتضى شد دُرفشان * گشت او شير خدا در مرج جان
( مولوى )
هامش
( 1 ) - مفاتيح الاعجاز فى شرح گلشن راز : 18 - 20 .
( 2 ) - زفت : زياد ، هنگفت .