واقعه ايمن نباشيد ؛ زيرا به خدا قسم من مىدانم كه شما به زودى خروج خواهيد كرد چنان كه او خروج كرد و به زودى كشته خواهيد شد چنان كه او كشته شد . پس از جاى برخاستند در حالى كه مىگفتند : لاحول و لاقوة الّا باللّه العلىّ العظيم .
چون از نزد حضرت صادق عليه السلام بيرون رفتند به من فرمود : اى متوكّل ! چگونه يحيى به تو گفت كه عمويم محمد بن على و پسرش جعفر مردم را به زندگى دعوت كردند ، و ما ايشان را به مرگ ؟ ! گفت : آرى - اصْلَحَكَ اللّه - عموزادهات يحيى چنين سخنى به من گفت ، فرمود : خدا يحيى را رحمت كند ، پدرم مرا از پدرش از جدّش از على عليه السلام حديث كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را در حالى كه روى منبر بود ، خواب سبكى ربود ، پس در عالم خواب ديد كه مردانى چند همانند بوزينگان بر منبرش مىجهند و مردم را به عقب ( دوران جاهليّت ) برمىگردانند . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله به حال عادى بازگشت و نشست و اندوه و حزن در چهرهاش آشكار بود ، پس امين وحى اين آيه را براى حضرت آورد : « و ما رؤيايى را كه در خواب به تو نمايانديم و شجرهء ملعونهء در قرآن را قرار ندادهايم مگر براى آزمايش مردم ؛ و مردم را بيم مىدهيم ولى جز بر سركشى آنان نمىافزايد » و مراد از شجرهء ملعونه ، بنىاميّه هستند . پيامبر فرمود : اى جبرئيل ! آيا ايشان در زمان من خواهند بود ؟ گفت : نه ، ولى آسياى اسلام از ابتداى هجرتت به گردش مىآيد و تا ده سال مىگردد ، سپس بر سر سال سى و پنجم از هجرتت به گردش مىافتد و تا پنج سال به آن صورت مىماند ، آنگاه به ناچار آسياى ضلالت بر محور خود قائم خواهد شد و پس از آن پادشاهى فراعنه است . حضرت صادق عليه السلام فرمود : و خداى بزرگ در اين باره وحى نازل كرد كه :
« به تحقيق ما آن را در شب قدر نازل كرديم و چه مىدانى كه شب قدر چيست ؟
شب قدر بهتر از هزار ماه است » كه بنىاميّه در آن حكومت كنند و شب قدر در آن نباشد . سپس فرمود : پس خداى عزّوجلّ پيامبر عليه السلام را آگاه فرمود كه بنىاميه
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٩٩