غرق شدند و يكى به بهشت و ديگرى به جهنم رفت ! » « 1 » قهرمانى ديگر ى از « يعقوب حلبى » ديده شد ، او باكشتى بارى بزرگى ، پر از جنگ افزار وآذوقه وسرباز براى امدادبه مدافعان عكا ، رهسپار شد ، درراه پادشاه انگليس « ريچارد » با وى روبرو شد و كشتى او رامحاصره كرد ، ناوگان ريچارد از چهل فروند شناور تشكيل مى شد ، مسلمانان به نبرد سختى باآنها پرداختند و يك كشتى بزرگ از آنها را به آتش كشيدند وباكليهء افراد آن غرق كردند ، وقتى كشتيهاى دشمن بسيارشد و نزديك بود برآنان غالب شوند ، درياسالار يعقوب گفت : « به خدا ! ماجز باعزّت ، تن به مرگ نمىدهيم ونمىگذاريم ذرّهاى ازاين كشتى به رودست آنها بيفتد » آنها باكلنگ گوشههاى از كشتى را سوراخ كردند تاآب آن رافراگرفت و همه باهم غرق شدند ودشمن چيزى از آن رابه دست نياورد . « 2 » اين اسناد و مانند آن ، چهره روشنى از فداكاريهاى ناوگان عرب ودلاورى آنان رادر درگيرى بادشمن نشان مىدهد ، آنان درمقاومت خود ، بردو عنصر تكيه داشتند : غافلگيرى و تاكتيك توام باصدق نيّت ، صلاح الدّين خود ، دريكى از نامههايش مىنويسد : « شمار كشتيهاى آنان بسياربود ، ولى مابانيّت درست باآنها رو بروشديم سپاه رواندك ، بانيّت درست وراست ، بسيارمى شود . » « 3 » بااين همه صلاح الدّين ، لحظه اى براى بهره بردارى از فرصت جهت حمله به دشمن در دريا غافل نبود ، به عنوان نمونه ، مىنويسنداو باگروهى از دزدان دريايى فرنگى همدست شدتا برناوگانهاى بازرگانى آنان حمله ورشود ، در اين زمينه شناورهاى كوچكى به نام - بركوس را در اختيار آنهانهاد كه باحمله به آنها ، بركشتيهاى بازرگانى فراوانى به همراه كالاهايى كه بيشتر نقره مسكوك و غير مسكوك بود ، دست يافتند ومسافران آنان را اسير و به حضور سلطان
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٩٥
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 182 .
( 2 ) - ابن و اصل ، مفرج الكروب ، ج 2 ، ص 351 .
( 3 ) - ابوشامه ، كتاب الروضتين ، ج 2 ، ص 181 - 182 .