« اين كشتى راه را گم كرده است ، كشتى مانند تيرپران به درون بندر شهر رفت و شهر را به مدت پانزده روز تأمين كرد . » « 1 » عماد اصفهانى مىافزايد : « اندكى بعد ، سه كشتى مصرى مانند سه كوه ودكلهاى آن چون كوه مىنمود ، مانند تيرهايى كه از چلهء كمان رها شودبه پيش مىرفت واعتنايى به كشتىهاى دشمن نكرد بلكه آنها رامتفرق ساخت و خود رابه يكى از كشتيهاى دشمن رسانيد و آن را غرق كرد ، چشمان كفر اشك آلود شد وساكنان بندر از اين كار روحيه و بار معنوى گرفتند . » « 2 » ابن شدّاد ، داستان ديگرى را آورده كه باداستان عماد اصفهانى هماهنگ است و اهمّيّت نقش بيروت دركمكرسانى غذايى به عكا را مىرساند . او مىگويد : « سلطان صلاح الدّين در بيروت يك كشتى بارى را آماده ساخت و آن راپراز پنير وپياز و گوسفند و خواربار ديگر كرد ، فرنگيها ناوگان خود را به سوى عكا برده بودند تا از ورود كشتى مسلمانان به اين شهر جلوگيرى كنند اين درحالى بودكه مردم شهر ، بسيار نيازمند غذا وخواربار بودند ، در بيروت گروهى ازمسلمانان براين كشتى سوار شدند و خود رابه شكل فرنگيها درآوردند تا جايى كه ريشهاى خودرا تراشيدند وخوكها را در عرشهء كشتى رها كردند به گونه ايكه از دور ديده مىشدند ، صليببه گردن آويختند و از دور به شهر نزديك شدند وباكشتيهاى دشمن درآميختند وگاه راه را بر روى كشتيهاى آتش بار و حمل نيرو مى گرفتند و مى گفتند : « به نظر مىآيد شما به سوى شهر مى رويد ، آنان پنداشتند كه اين كشتى از خود آنهاست ، پرسيدند : آيا شهر راهنوز نگرفته ايد ؟ گفتند : هنوز موفّق نشدهايم ، آنان گفتند : ما از نزديك شدن كشتيهاى دشمن به سپاه جلوگيرى مىكنيم ، پشت سرمايك كشتى ديگر مىآيد ، نگذاريد آن كشتى جلوتر بيايد وحال آنكه پشت سرآنها يك كشتى فرنگى بودكه به سوى سپاه آنها مى آمدآنان به سوى آن كشتى رفتند تا از حركت آن جلوگيرى كنند ، كشتى اسلامى نيز
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٩٣
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 161 .
( 2 ) - همان مدرك .