در عصر اين خليفه متعدد بود . در سال 517 هجرى خبر فرود آمدن روميان و بندقىها با بيش از بيست شناور جنگى در اسكندريه به مؤتمن سلطان الملوك نظام الدّين ابو تراب حيدره ، حاكم اسكندريه رسيد و او با كشتيهاى ناوگان اسكندريه به سوى آنها شتافت ، دشمنان بامشاهدهء اين كشتىها بدون خونريزى و جنگ ، آنجا را ترك كردند و مصريان بر تعدادى از كشتيهاى آنان دست يافتند . « 1 » مقريزى به نقل از پسر مأمون مىگويد كه فرستادههاى ظهيرالدّين طغتكين حاكم دمشق و آقسنقر فرمانرواى حلب ، در محرّم سال 517 هجرى نزد آمرباحكام اللّه ، خليفهء فاطمى و وزيرش مأمون آمدند و در محلّ كاخ خليفه به پيشگاه او بار يافتند ونامههايى را كه هر يك از طغتكين و آقسنقر جهت يارى خواستن از خليفه و تشويق كردن او بر يارى اسلام و تدارك نيرو و ناوگانها به سواحل ، جهت جلوگيرى از رسيدن كمك به صليبىها ، فرستاده بودند ، تقديم وى كردند . به نظر مىرسد اين نامهها تأثير ژرف در نهاد خليفه گذاشت به گونهاى كه او را بدان كار وا داشت و غيرتش به جوش آمد و تصميم او براى پاسخگويى به درخواست آن دو قطعى شد ، از اين رو دستور به تدارك نيرو و ناوگانهاى ديگر داد زيرا ناوگان اصلى درگير نبرد بود و پس از آن حسام الملك برنى را به عنوان فرمانده اين ناوگان برگزيد و وى را لباس فاخر بخشيد و دستور داد كه در دو مركز صنعتى مصر و جزيره فرود آيد . هزينه لازم براى چهل فروند كشتى جنگى بزرگ را جهت حمل نيرو تأمين كرد و مخارج وتعداد آنها را كامل نمود ، همچنين دستور داد بيست تن از حكام و فرمانروايان و عدهّاى از پزشكان و مؤذّنها و قاريان و دربانان ، اين ناوگان را همراهى كنند و به هر يك از آنها كار مخصوص به خودش را محوّل كرد و سفارش كرد كه لشكريان پيش از حركت ناوگان از عسقلان به سوى ساحل ، با درشكه و كالسكهها براى انجام مراسم رژه ، درآنجا گردهم آيند . مقريزى مىگويد كه خليفه « به تجهيز و تدارك اموال و لباسهاى زربافت و گردن بندها و شمشيرها و كمربندها و سواران برشناورهايى كه به زيور آلات گرانبها مجهّز بود و ساير
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١١٠
هامش
( 1 ) - اتعاظ الحنفاء ، ص 126 ب وتاريخ الاسكندريه و حضارتها فى العصر الاسلامى ، ص 203 .