« من در جوانى با وى همنشين بودم و كوچكترين نقطهء ضعفى از لحاظ علمى ، اخلاقى و تقوايى در او مشاهده نكردم . » « 1 » اين عالم بزرگ ، از لحاظ اخلاقى ، برخوردى خوب و چهرهاى شاد و مهربان داشت اهل مزاح و در عين حال قاطع و شجاع بود . هرگز به منافع شخصى خود فكر نمىكرد و مصلحت اسلام و جامعه را بر همه چيز مقدم مىداشت ، به فكر مردم بود و در غم و رنج و سختى آنان همچون شمعى مىسوخت . طرفدار عدالت اجتماعى بود و مىگفت : « مهمترين وسيلهء پيشرفت يك ملت ، آزادى حقيقى و عدالت اجتماعى است . » « 2 »
افكار سياسى و مبارزات
آيةاللّه كاشانى طرفدار اتحاد و يكپارچگى مسلمانان بود و عقيده داشت نبايد صحنه را براى بيگانگان و عوامل خيانت پيشه آنان بازگذارد تا آزادانه هر برنامهاى كه مىخواهند اجرا كنند . « 3 » اين فرزند رسول خدا ، شديداً از كم رنگ شدن ارزشهاى دينى در جامعه ، نگران بود و آن را ناشى از حضور بيگانگان و فرهنگ آنان در سرزمينهاى اسلامى مىدانست . « 4 » او معتقد به حكومت اسلامى و توأم بودن دين و سياست بود و عقيده داشت دخالت در امور سياسى ( رسيدگى به كارهاى اجتماعى مسلمانان ) از وظايف پيشوايان دينى جامعه است . اين بزرگ پاسدار اسلام ، دفاع از دين و استقلال كشور را وظيفهء اصلى خود مىدانست . از اين رو وقتى زمزمهء تغيير قانون اساسى و تشكيل مجلس سنا بلند شد و دولت تصميم گرفت از طريق دخالت در انتخابات ، جنايات و خيانتهاى خود را جنبهء قانونى بدهد ، از تبعيدگاه لبنان اعلاميهء مفصلى صادر كرد و افكار جامعه را بيدار نمود . « 5 » آيةاللّه كاشانى با مبارزات و افشاگريهاى خود بذر انقلاب را در جامعه پاشيد و زمينه