روحى و رفع دل آزردگى از صحابى اش عمرنبوده است ؟
در چنين زمانى بانوان ديگرى ، همچون ام سلمهء سالمند و پرفرزندى كه شوهرش را در جنگ احد از دست داده ، در شهر غربت چه مى توانست بكند ؟ آيا مى توانست به شهر مكه نزد همان خانواده اى كه از جور ايشان تا حبشه در افريقا هجرت كرده بود ، بازگردد ؟
يا آن بانوى ديگر ، زينب دختر خزيمه كه دو شوهر پيش از پيامبر كرده ، و دومىِ ايشان در جنگ احد شهيد شده ، چگونه مىبايست به زندگى ادامه دهد ؟
همچنين دختر ابوسفيان ، ام حبيبه اى كه از شدت آزار خانوادهاش باشوى خود به حبشه گريخته ، و در آنجا شوهر خود را از دست داده ، درمان بيچارگى او جز آن كه در زير چتر حمايت رسول اكرم صلى الله عليه و آله درآيد چه بود ؟
ام حبيبه دختر همان ابوسفيانى است كه در راه نابودى اسلام و خوار كردن پيامبرش از هيچ جنايتى فرو گذار نكرده و پرچم طغيانى عليه پيامبربرافراشته نگرديده ، مگر اين كه اساس و ريشهاشاز ابوسفيان بوده است . علاوه آن كه قريش به سركردگى ابوسفيان كوشيده اند تا دختران پيامبر را به خانه اش برگردانند و اكنون همان پيامبر ، دختر همين ابوسفيان را از حبشه كابين بسته ، بانوى خود گردانيده ، با اعزاز و اكرام به مدينه مى آورد . اينجا است كه ابوسفيان به خود مىبالد و جمله اى را از فرط شعف بر زبان مى راند كه براى هميشه ضرب المثل مىشود :
ذلك الفحل لايقدع انفه !
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: احمد حيدرى
ص٩٨