تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤

حضرت فرمود : خواب نيكويى ديده اى . آسوده باش ؛ همانا از فاطمه عليها السلام فرزندى متولد مىشود كه نگهدارى و پرستارى آن به عهدهء تو خواهد بود . وقتى ابا عبداللّه عليه السلام متولد شد ، امّ ايمن قُنداقهء او را خدمت رسول اللّه صلى الله عليه و آله آورد . آن حضرت فرمود : امّ ايمن ، اين تعبير همان خواب توست ، بدان كه حسين 7 پارهء تن من است . « 1 » امّ ايمن ، در مسألهء غصب « فدك » شهادت داد كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، فدك را به زهرا عليها السلام بخشيده است . « 2 » امّ ايمن ، به اندازه اى به فاطمهء زهرا سلام الله عليها علاقه‌مند بود كه وقتى زهرا عليها السلام دنيا را وداع گفت ، امّ ايمن نتوانست جاى خالى او را ببيند ؛ از اين رو ، از مدينه بيرون آمد و به جانب مكّه روان شد . در بين راه ، عطش شديدى به وى دست داد ، به طورى كه نزديك بود هلاك شود ، پس دست به سوى آسمان بلند كرد و گفت : اى خدا ! من خادم فاطمهء زهرا هستم ، آيا - با اين وجود - مرا از تشنگى ، هلاك مىكنى ؟ وقتى اين جمله را گفت ، خداوند ، دلوى پر از آب از آسمان نازل‌كرد و امّ ايمن ازآب آن دلو نوشيد و به سبب آن ، مدّت هفت سال ، احتياج به آب و غذا پيدانكرد . مردم براى امتحان وى ، در روزهاى بسيار گرم ، او را

هامش
( 1 ) - رياحين الشريعه ، ج 2 ، ص 329 .
( 2 ) - تنقيح المقال ، ج 3 ، فصل النسا ، ص 70 .