سپس همراه بعضى از زنان ، عازم احد شد . « 1 » پيامبر صلى الله عليه و آله به امّ ايمن علاقهء خاصّى داشت و هرگاه او را مىديد ، مى فرمود : اين ، بازماندهء خاندان من است . « 2 » امّ ايمن به هنگام ازدواج حضرت زهرا عليها السلام نيزكوشش فراوان نمود . بنا به نقلى ، پيامبر قسمتى از صداق فاطمه عليها السلام را به او داد تابراى عروسى ، اثاثيهء لازم را تهيه نمايد . « 3 » پس از ازدواج حضرت زهرا عليها السلام و ولادت فرزندانش ، پرستارى از فرزندان او رانيز به عهده گرفت . روزى همسايگان امّ ايمن ، خدمت پيامبر رسيده و عرض كردند كه امّ ايمن ديشب تا صبح ، مدام گريه مى كرد و لحظه اى ساكت نشد . حضرت دستور داد تا او را حاضر كردند و فرمود : خدا تو را نگرياند ، چه چيز تو را به گريه واداشته است ؟ عرض كرد : خواب هولناكى ديدهام . حضرت فرمود : خواب خود را بيان كن كه خدا و رسول به تعبير آن داناترند . امّ ايمن گفت : بر من سنگين است كه آنچه را ديده ام ، نقل كنم . حضرت فرمود : تعبير خواب تو چنين نيست كه گمان مى كنى . عرض كرد : در خواب ديدم كه بعضى از اعضاى بدن شما در خانهء من افتاد .
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 93
مساهمون: احمد حيدرى
ص٩٣
هامش
( 1 ) - مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 278 .
( 2 ) - زنان صدر اسلام ، ص 88 .
( 3 ) - بحارالانوار ، ج 43 ، ص 130 .