در اختيار گرفته و ابوبكر را به عنوان خليفهء مسلمانان معرفى نمودند و در پى بيعت آنها با ابوبكر ، انصار حاضر در سقيفه نيز با او بيعت كردند . بدين ترتيب ، خليفهء مسلمانان تعيين شد و گرفتن بيعت از ديگران ادامه يافت .
اهل بيت به بيعت با ابوبكر تن ندادند ، بخصوص امام على عليه السلام كه خلافت را با استناد به فرمايش صريح پيامبر در غدير خُم و مناسبت هاى مختلف ، حق مسلّم خود مى دانست . بعضى از اصحاب نيز به پيروى از امام بيعت نكردند .
بيعت نكردن حضرت على عليه السلام براى سردمداران سقيفه گران تمام شد .
و حتى موجب ايجاد سؤال و در پى آن روشن شدن اذهان مردم گرديد .
بدين سبب آنها تصميم گرفتند به هر صورت كه شده از امير مؤمنان على عليه السلام بيعت بگيرند .
تعدادى از جيره خواران طبقهء حاكم به سر كردگى يكى از كارگردانان سقيفه ، جهت احضار امام به مسجد و گرفتن بيعت ، روانهءخانهء آن حضرت شدند .
سركردهء آنان بانگ زد كه يا از منزل خارج شويد ( و به مسجد براى بيعت بياييد ) يا خانه را با هر كس در آن است آتش خواهم زد . به او گفتند :
در اين خانه فاطمه زهرا است گفت : « حتى اگر او هم باشد ! » فاطمهء زهرا عليها السلام بر در خانه ايستاد و گفت : قومى بدتر از شماسراغ ندارم كه اين گونه براى ديدن كسى آمده باشند . جنازهء رسول خدا صلى الله عليه و آله را روى دست هاى ما نهاديد و خود براى بريدن جامهء خلافت رفتيد ، بدون آنكه در مورد ورود به خانه از ما اجازه بگيريد و حق ما را به ما برگردانيد . « 1 »
هامش
( 1 ) - فاطمه زهرا ، قزوينى ، ص 302 به نقل از الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 19 .