ى - تحمل مصائب
مصيبتهايى كه بر بانو زينب كبرى عليها السلام وارد شده ، از حد قلم وبيان ، خارج است ؛ مصيبتهايى سنگين و پى در پى كه هر كوه استوارى رامتلاشى مى كرد ، ولى اين بانوى بزرگوار همهء اين مصائب را تحمل كرد و در صحنهء امتحان نقش خود را بهخوبى ايفا نمود . در صبر او همين بس كه بر شهادت چند برادر و برادر زاده و دو فرزند خود به نيكى صبر كرد و در عصر عاشورا ، هنگامى كه در قتلگاه بر بالاى جنازهء برادر قرار گرفت رو به آسمان كرد و گفت : خداوندا اين قربانى اندك را از ما بپذير » . « 1 » وقتى خواستند اهل بيت رابه سوى كوفه ببرند ، آنها را از كنار قتلگاه عبور دادند . امام سجاد عليه السلام پيكر غرقه به خون پدر را ديد كه اجساد مطهّر اصحاب ، اطراف او افتاده بودند . اين منظره ، تأثير عجيبى در روحيهء آن حضرت گذارد ، بهطورى كه از شدّت مصيبت به خود مىپيچيد . حضرت زينب عليها السلام با مشاهدهء غم و اندوه برادر زادهء خود به آن حضرت فرمود : اى بازماندهء جد و پدر و برادرانم ! چه شده كه مى بينم از شدت اندوه جان خود را فدا مىكنى ؟ » امام سجاد عليه السلام فرمود : « چگونه بى تابى نكنم در حالى كه پدر ، برادران ، عموها و پسرعموهايم را در خون غلطان ، و عريان وبدونكفن دربيابان مىبينم و نه كسى بربالينآنها مىرود و نه انسانى گرد آنها مىگردد .