تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

به خدا قسم ! پس از ازدواج با شما ، همسر ديگرى را نخواهم تا اين كه بين خاك و ماسه پنهان شوم . « 1 » اين بانوى بزرگوار همراه بقيه اهل بيت ، مصائب كربلا و اسارت شام رابه شكلى نيكو تحمّل كرد و بعد از بازگشت به مدينه ، مجلس عزادارى امام حسين عليه السلام را بر پا كرد و تا يك سال بعد از واقعهء كربلا كه حيات داشت ، همواره عزادار بود . بزرگان قريش از او خواستگارى كردند ، ولى او جواب ردّ داد و گفت : بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى را پدر شوهر نگيرم . رباب در طول يك سال باقيماندهء عمرش هيچ گاه در زير سقف ننشست و پيوسته اشكبار بود . آن قدر اشك ريخت كه چشمانش خشك شد . يكى از كنيزانش به او گفت : آرد بدون سبوس ، اشك را سرازير مى سازد » رباب دستور تهيهء آن را داد و گفت : « مىخواهم قدرت بيشترى بر گريستن داشته باشم . » « 2 » سرانجام يك سال پس از شهادت امام حسين عليه السلام دارفانى را وداع گفت و به مولاى خود ملحق شد .

هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 449 .
( 2 ) - سكينه ، مقرم ، ص 258 .