متعال فرمان داده است فاطمه را به عقد على درآورى . « 1 » پيامبر صلى الله عليه و آله پس از كسب موافقت زهرا عليها السلام از على عليه السلام پرسيد : براى انجام مراسم ازدواج چه دارى ؟ عرض كرد : جز يك زره و شمشير و شتر آبكش چيزى ندارم . به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله زره را فروخت و با پول آن كه حدود پانصد درهم مىشد اثاث و جهيزيه سادهاى خريدارى شد و نيز ضيافتى ترتيب دادند و مسلمانان را اطعام نمودند و با شادى و سرور و در محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه عليها السلام را به خانهء على عليه السلام بردند . « 2 »
در خانهء ولايت
1 - خانهدارى
فاطمه عليها السلام در عين اينكه بزرگ و گرامى و نور چشم پيامبر بود و شريف زادهتر از او وجود نداشت ، در خانه كار مىكرد و از زير بار كارهاى دشوار خانهدارى شانه خالى نمىكرد . به حدى در خانه زحمت مىكشيد كه خود على عليه السلام دربارهاش رقّت مىنمود و خدماتش رامى ستود ، به يكى از اصحاب فرمود : مىخواهى از وضع خودم و فاطمه براى تو تعريف كنم ؟ . . . آنقدر در خانهام آب مىآورد كه آثار مشك در بدنش ديده مىشد ، آنقدر آسياب مىگرداند كه دستهايش تاول مىزد و آنقدر در نظافت و تميز كردن خانه و پختن نان و غذا زحمت مىكشيد كه لباسهايش غبارآلود مىشد . « 3 » حضرت زهرا عليها السلام خانه را كانون آسايش على عليه السلام و فرزندانش ساخته بود ، بدان