تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

اسلام و رهبران آن براى بار ديگر به اثبات رسانيد ، ليكن با واكنش صريح و قاطع بازماندگان واقعه عاشورا و در رأس آنان امام سجّاد و زينب كبرى مواجه شد . امام زين‌العابدين خطاب به وى فرمود : اى پسر معاويه و هند و صخر ! پيش‌از آنكه تو متولد شوى ، نبوت و امامت پيوسته از آن پدران و نياكان من بوده است . جدّم على بن ابىطالب عليه السلام در غزوه‌هاى بدر ، احد و احزاب ، پرچمداررسول‌خدا صلى الله عليه و آله بود ؛ درحالىكه پدر و جدّتو پرچمداركفر بودند . . . . « 1 » اوج مبارزه و افشاگرى امام عليه السلام عليه يزيد در مسجد شام و در حضور انبوه مردم بود كه بر فراز منبر رفت و به تفصيل سخن گفت و پس از معرفى خود و انتسابش به رسول خدا صلى الله عليه و آله ، امير مؤمنان ، حضرت زهرا و امام حسين عليهم السلام ، به بيان امتيازات خود به عنوان اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخت ، سپس جنايات يزيد در حق خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بويژه پدر بزرگوار خويش و خاندان او را برشمرد . سخنان امام عليه السلام مجلس را منقلب كرد چندانكه صداى ضجّه و گريه از هر گوشه برخاست . يزيد ناچار شد براى قطع سخنرانى آن‌حضرت به مؤذن دستور دهد اذان بگويد . « 2 » پس از سخنان امام زين‌العابدين در مسجد جامع دمشق افكار عمومى متوجه خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله گشت و بسيارى از تبليغات دشمن ، خنثى و نقشه‌هايش نقش بر آب شد . مردم شام كه تا قبل از اين مىپنداشتند ، اسرا خارج از دين هستند ، با شنيدن سخنان امام عليه السلام به خطاى خود پى بردند و فهميدند كه آنان خويشاوندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و پرچمداران نهضت مقدس اسلام هستند و يزيد بدون جرم و دليل قانع‌كننده‌اى پدر وى را به شهادت رسانده و آنان را به اسارت گرفته است . يزيد پس از رويارويى با موج اهل بيت گرايى توده مردم شام ، حتى زنان حرمسراى خود ، ناگزير از تغيير روش و تعديل سياست خود نسبت به اسيران شد و آنان را در ماندن در شام يا بازگشت به مدينه آزاد گذاشت ، ولى آنان بازگشت به مدينه را برگزيدند .

هامش
( 1 ) - لهوف ، ص 79 و بحارالانوار ، ج 45 ، ص 132 .
( 2 ) - ر . ك : مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 455 .