1 - باوفاترين و برترين ياران
در قضيّه كربلا مسائل فراوانى رخ داد كه موجب فزونى رنجها و مصيبتهاى ابا عبداللّه الحسين عليه السلام شد كه شايد ناگوارترين آنها دنائتها ، بىادبىها و وحشىگرىهايى بود كه از ناحيه كوفيان مىديد ؛ ولى دو چيز چشم ابا عبداللّه عليه السلام را روشن و دلش را شاد و اميدوار كرده بود : يكى اصحاب و ديگرى اهل بيتش . كه با فداكارىها ، وفادارىها ، همگامىها و هماهنگىهاى خويش ، دل حضرت را شاد كرده بودند ؛ بگونهاى كه آن گرامى مكرّر و از سويداى دل براى آنان دعا مىكرد . سخنان آن حضرت در وصف آنان گواه اين ادعا است : « انّى لا اعْلَمُ اصْحاباً اوْفى وَ لا خَيْراً مِنْ اصْحابى وَ لا اهْلَ بَيْتٍ ابَرَّوَ لا اوْصَلَ مِنْ اهْلِ بَيْتى فَجَزاكُمُ اللَّهُ عَنّى خَيْراً » « 1 » من ، اصحاب و يارانى باوفاتر و بهتر از ياران خود نديدهام و نيز خويشان و خاندانى نيكوكارتر و با محبّتتر و نسبت به خويشان ، حقگذارتر از خاندان خود نمىشناسم . خداوند از جانب من به همهء شما نيكوترين پاداش عنايت فرمايد . اين گواهى امام عليه السلام حاكى از كمال اعتماد آن حضرت نسبت به ياران و خاندان خويش و خشنودىاش از آنان است و نيز بيانگر برترى ياران آن گرامى است بر شهداى پيشين - اعمّ از بدريون و صفّينيّون - و نيز شهداى پس از واقعهء كربلا « 2 » ؛ چون چنين توصيفى از