ظلمستيز كه رسول خدا و جانشينان الهى او در رأس آن بودهاند ، و جريان قدرتطلب و سلطهجو ، ستمگر و مفسدى كه جز به قدرت و منافع مادى و فردى خود به چيزى نمىانديشيدند . در رأس اين جريان ، غاصبان حق اهلبيت و حكمرانان اموى و عباسى قرار داشتند كه در سايهء قدرت مادى و نظامى بيشترين ضربه را به اسلام و امت مسلمان زدند .
ائمه معصومين ( ع ) حكمرانان اموى و عباسى را همواره به عنوان سرسختترين دشمنان اسلام و خط امامت در درون جامعهء اسلامى مطرح مىكردند و مسلمانان را از نزديكشدن به آنان و تقويت دستگاهشان برحذر مىداشتند .
پرسشى كه در اين جا قابل طرح است اين است كه چرا بعضى از امامان در پارهاى موارد - بر حسب ظاهر - نسبت به خواستههاى حكمرانان معاصر خود انعطاف نشان مىدادند ؟
پاسخ تفصيلى اين پرسش نسبت به هر يك از امامان در ضمن بررسى و تجزيه و تحليل تاريخ زندگانى آن امام آمده است . در اين جا براى روشن شدن مطلب به يك نكتهء اساسى در زندگى ائمه عليهمالسلام اشاره مىكنيم و آن اين كه جهتگيرى حركت ائمه ( ع ) يك جهتگيرى سياسى صرف نبود . به عبارت ديگر ، خواست امامان ( ع ) تنها آن نبود كه به حكومت برسند ؛ بلكه هدف اساسى آنان حفظ جامعهء اسلامى از سقوط و انحراف و ساختن و پرورشدادن امت مسلمان و آماده كردن آن براى بقا و گسترش اسلام در پرتو خلافت حقّه و اجراى كامل دستورهاى الهى بود .
بر اين مبنا نهضت امامان ( ع ) يك نهضت اعتقادى ، فرهنگى ، علمى ، اجتماعى ، اخلاقى و سياسى بود . آنان در راه دستيابى به اين اهداف در حدّ توان و تا آن جا كه زمينه فراهم بود - با در نظر گرفتن دورى از دستگاه - تلاش مىكردند ؛ ولى در مواردى كه فاصله گرفتن از دستگاه خلافت و درگير شدن با آن به قيمت نابودى آنان و يارانشان همراه با دست نيافتن به اهداف اصولى و اساسى نهضت تمام مىشد ، ناچار براى حفظ « هدف اهمّ » از « هدف مهمّ » صرفنظر مىكردند ، و اين در زندگى سياسى امامان ، يك تاكتيك است نه سازش با دشمن .
اين موضوع ، عامل اساسى اختلاف ظاهرى ميان رفتارها و موضعگيريهاى سياسى امامان ( ع ) در برابر جريانهاست . و گرنه همهء ائمه رسالت و هدفشان يكى بود و در اين رابطه
تاريخ زندگانى امام رضا (ع) (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: على رفيعى
ص١٨