گفتم : بر اعصابت مسلط باش كه وعدهء خدا نزديك است .
آن گاه لحظهاى غفلت بر من دست داد ، گويى پردهاى بين او و من آويخته شد . پس از چند لحظه كه آن حالت بر طرف شد ، متوجه شدم كه حجّت خدا به دنيا آمده است .
مولود را ديدم كه پيشانى بر سجده نهاده است . او را در آغوش گرفتم . در اين هنگام صداى امام را شنيدم كه فرمود : عمه پسرم را نزد من بياور . مولود را نزد امام حسن ( ع ) بردم . امام او را در آغوش گرفت . در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت . آن گاه دست مباركش را بر ديدهها ، گوشها و ديگر اندام بدنش كشيد و كامش را برداشت . سپس به وى فرمود : فرزندم سخن بگو . حجت خدا بى درنگ سخن آغاز كرد :
« اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَ انَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ . . . »
آن گاه به اميرمؤمنان ( ع ) و يكايك امامان از جمله پدر بزرگوارش درود فرستاد و ساكت شد .
امام فرمود : عمّه ! او را نزد مادرش ببر . پس او را نزد مادرش بردم . « 1 »
شمايل و خصوصيّات
رواياتى كه در مقام بيان شمايل و خصوصيات جسمى و روحى حضرت مهدى ( عج ) وارد شده ، به دو دسته تقسيم مىشود . الف - رواياتى كه بطور كلّى آن حضرت را در صورت و سيرت شبيه پيامبر ( ص ) معرفى مىكند . در زير به يك نمونه اشاره مىكنيم . رسول اكرم ( ص ) فرمود : « الْمَهْدِىُّ مِنْ وُلْدى اسْمُهُ اسْمى وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتى ، اشْبَهُ النَّاسِ بى خَلْقًا وَ خُلْقًا » « 2 » مهدى از فرزندان من است . نام او نام من و كنيهاش كنيهء من است . در صورت و سيرت ، شبيهترين مردمان به من است . ب - رواياتى كه به پارهاى از شمايل و ويژگيهاى جسمى يا اخلاقى آن حضرت تصريح
هامش
( 1 ) - كمال الدين ، ج 2 ، ص 424 - 425 ؛ منتخب الأثر ، ص 321 - 333 .
( 2 ) - منتخب الاثر ، ص 182 - 183 .