اين سخن امام بيانگر آن است كه اين بانوى بزرگوار نزد امامان عليهمالسّلام به نام و وصف شناخته شده بود و آنان در انتظار ميلاد مهدى موعود ( عج ) از اين بانو بودند .
چگونگى ولادت
نطفهء يكتا ذخيره الهى ، حجّت داور و آخرين جانشين پيامبر ( ع ) به مشيت پروردگار در رحم « نرجس » تكوّن يافت ، امّا مراحل رشد جنينى آن بر خلاف ديگر افراد و حتى ديگر امامان بود ، بگونهاى كه تا لحظهء ولادت هيچ اثرى از باردارى در مادرش نمودار نبود . به همين جهت حتّى نزديكترين افراد خانواده همچون « حكيمه » از موضوع باردارى نرجس خبر نداشتند . در اينجا اجمال چگونگى ولادت حجت حقّ را از زبان « حكيمه » مىشنويم .
ابو محمّد كسى را نزد من فرستاد كه امشب افطار نزد ما باش كه خداى متعال حجت خود را امشب به دنيا خواهد آورد .
پرسيدم : مادرش كيست ؟
فرمود : نرجس .
عرض كردم : در او هيچ نشانهء حمل نمىبينم !
فرمود : همان است كه گفتم .
سپس بر نرجس وارد شدم و به دو گفتم : خداوند امشب به تو پسرى عطا خواهد كرد كه سرور هر دو جهان خواهد بود .
چون از نماز فارغ شدم ، افطار كرده ، خوابيدم . نيمههاى شب براى نماز شب بيدار شدم . پس از اداى نماز به رختخواب خود بازگشتم . نرجس در حال استراحت بود . مدتى در رختخواب نگران ماندم . نرجس بيدار شد . نماز شب گزارد و دوباره به استراحت پرداخت .
صبح كاذب دميد ، ولى از ولادت خبرى نبود . در دلم دچار ترديد شدم كه امام عسكرى ( ع ) از اتاق ديگر بانگ برآورد : عمّه شتاب مكن كه امر خدا نزديك است .
نشستم و به تلاوت قرآن مشغول شدم . در اين هنگام « نرجس خاتون » وحشت زده بيدار شد .
به سويش دويدم و گفتم : چيزى احساس مىكنى ؟
گفت : آرى .