از مكّه تا كربلا
كاروان حسينى راه عراق را در پيش گرفت . « عمروبنِسعيد » اميرو مدير حج از سوى حكومت ، هنگامى كه باخروج امام ( ع ) از مكّه ، نقشهء خود رانقش بر آب ديد و توطئهاش براى ترور آن حضرت با شكست مواجه شد ، بىدرنگ گروهى را به فرماندهى برادرش « يَحيى » براى مقابله با امام ( ع ) و باز گرداندن او به مكه به تعقيبش فرستاد . « 1 » امام ( ع ) حاضر به بازگشت نشد و كار به درگيرى و تازيانه كشيدن بر روى يكديگر منجر شد . سرانجام « يَحْيى » ناكام به سوى « مكّه » بازگشت و امامحسين ( ع ) به راه خود ادامه داد . « 2 » در طول مسير و در هر يك از منازل حوادثى روى داد كه به مهمترين آنها اشاره مىكنيم .
صِفاحْ
« 3 » امام ( ع ) در منزل « صِفاح » با « فَرَزْدَقَ » شاعر - كه از عراق عازم مكّه بود - ديدار كرد و از اوضاع عراق جوياشد . « فَرَزْدَق » گفت : « دلهاى آنان با توست ولى شمشيرهايشان با يزيد . . . . » امام ( ع ) سخن او را تصديق كرد و فرمود : « تمامى كارها به دست خداست و او هرچه بخواهد انجام مىدهد . » « 4 »