بريده است . . . اكنون كه تو پيشواى خاندان خود و بزرگ مردم ديارخويش هستى با حسين ديدار كن و او را از فتنهانگيزى باز دار . اگر سخن تو را پذيرفت و از كردهء خود پشيمان شد در امان ما خواهد بود و از بخششهاى بىكران ما بهرهمند خواهد گشت . » « 1 » « ابن عباس » براى آنكه نامهء يزيد را بى پاسخ نگذارد ، نامهاى به دو نوشت و درآن ، ضمن آنكه عامل هجرت امام حسين ( ع ) به مكّه را بدرفتارى دستگاه حكومت با فرزند پيامبر ( ص ) قلمداد كرد ، به نصيحت يزيد پرداخت . « 2 » « يزيد » پس از آنكه از اين ترفند نتيجهاى به دست نياورد تصميم به ترور امام ( ع ) گرفت . « عَمْروبنِ سعيد » ، حاكم « حجاز » مأمور شد همراه عدهاى مسلّح ، تحت پوشش اعمال حج ، به مكّه رود و فرزند رسول خدا ( ص ) را در حال احرام دستگير ساخته و يا ترور نمايد . « عَمرو » روز هشتم ذيحجّه با نيروهاى مسلّح خود وارد مكّه شد . « 3 »
به سوى عراق
امام حسين ( ع ) در دههء نخست ذيحجّه تصميم به هجرت از مكه گرفت . اين هجرت ، معلول چند جهت بود : 1 - پيگيرى مأموريّت الهى خويش و تحقّق امر به معروف و نهى ازمنكركه در آن شرايط جز با رفتن به عراق و شهادت در سرزمين « كربلا » امكان پذير نبود . 2 - دعوت مردم « كوفه » و اصرار آنان بر شتاب در حركت به سوى عراق و تأييد نظرات مردم توسّط نمايندهء اعزامى امام ( ع ) به كوفه . 3 - خطر ترور امام ( ع ) در مكّه و شكسته شدن حرمت خانهء خدا . سه عامل ياد شده موجب شد كه امام ( ع ) پس از حدود چهارماه توقّف در مكّه پس از انجام عمرهء مُفْرَده ، « 4 » روز هشتم ذيحجّه ، همراه كسانى كه از مدينه آمده بودند و نيز افرادى كه