فاطمه ( س ) از نگاه و رفتار پدر دريافت كه او براى پرده و دستبندها ناراحت شده است . از اين رو ، گريست و سپس آنها را به دست فرزندانش حسن و حسين - عليهماالسلام - نزد پيامبر ( ص ) فرستاد تا در راه خدا انفاق كند .
رسول خدا ( ص ) چون حسنين را ديد و پيغام دخترش را شنيد ، بسيار خوشحال شد . سپس پرده و دستبندها را ميان اصحاب صُفّه ، كه مهاجران بى بضاعت و بدون خانه و كاشانه بودند ، تقسيم كرد . « 1 »
4 . تحمل گرسنگى
هر روز كه بر حيات جامعهء اسلامى در مدينه مىگذشت ، اوضاع اقتصادى به نفع مسلمانان تغيير مىكرد . به تدريج وضع مالى مسلمانان تنگدست هم سرو سامان گرفت و غنيمتهاى جنگى ، مختصر گشايشى در كارها پديد آورد ؛ اما خانهء ولايت همچنان تهى و بى پيرايه و ساكنان آن تنگدست بودند . اين تنگدستى به حدى بود كه زهرا ( س ) بارها شكمش از گرسنگى به پشتش مىچسبيد و چشمهايش به گودى مىنشست و حتى فرزندانش در مقابل چشمانش از گرسنگى به خود مىلرزيدند . « 2 » روزى على ( ع ) از فاطمه ( س ) پرسيد : خوردنى چيزى دارى ؟ - نه به خدا سوگند ، دو روز است كه خود و فرزندانم حسن و حسين گرسنهايم ! - چرا به من نگفتى ؟ - از خدا شرم كردم چيزى از تو بخواهم كه بر فراهم كردن آن توانايى ندارى .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 83 - 84 .
( 2 ) . همان ، ج 35 ، ص 240 و ج 43 ، ص 72 .