البته بايد توجه داشت كه بُعد اقتصادى فدك رابطهء تنگاتنگى با بعد سياسى آن داشت ؛ زيرا على عليه السلام و خاندان وحى به هر ميزان از نظر اقتصادى در تنگنا قرار مىگرفتند به همان اندازه توان سياسى آنها نيز تحليل مىرفت . اين شيوه در همه دنيا بين سياستمداران متداول است كه هرگاه بخواهند شخص بزرگ ، يا كشورى را منزوى كنند او را در محاصرهء اقتصادى قرار مىدهند . ايجاد محدوديت براى مسلمانان در شعب ابىطالب و محاصرهء شديد اقتصادى آنان از سوى مشركان قريش بههمين منظور انجام شد .
مسألهء مهمترى كه از بُعد سياسى در مسأله فدك مورد توجه بود ، اينكه اگر حضرت زهرا عليها السلام موفق به احقاق حق خود نسبت به فدك مىگشت ، راه براى مطالبه خلافت نيز باز مىشد . اين نكته نيز چيزى نبود كه از نظر غاصبان خلافت مخفى بماند . چنان كه دانشمند معروف اهل سنت ابنابىالحديد معتزلى نيز به اين نكته اشاره كرده است .
او مىگويد : از استادم « على بن فارقى » مدرس مدرسهء بغداد پرسيدم :
آيا فاطمه عليها السلام در ادعاى مالكيت فدك صادق بود ؟
گفت : آرى .
گفتم پس چرا خليفهء اوّل فدك را به او نداد ، در حالىكه فاطمه عليها السلام نزد او راستگو بود ؟
او تبسمى كرد و كلام لطيف و طنزگونهاى گفت ، با اينكه هرگز عادت به شوخى نداشت . او گفت :
اگر ابىبكر آن روز فدك را به مجرد ادعاى فاطمه عليها السلام به او مىداد ، دختر پيامبر صلى الله عليه و آله فردا به سراغش مىآمد و ادعاى خلافت براى
فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: سيد محمد حسينى شاهرودى
ص٩٩