خود بهره مىگرفتند و اگر حضرت زهرا عليها السلام نيز موفق به بازپسگيرى آن مىشد بطور قطع چون مادرش خديجه كه اموال خود را صرف پيشرفت اسلام كرد ، آن حضرت نيز درآمد فدك را در راه خدا و براى حاكميت نظام علوى به مصرف مىرساند . زيرا با توجه به خصوصياتى كه از آن حضرت و خاندان وحى سراغ داريم ، اين اقدام هرگز بهعنوان يك تلاش دنياطلبانه تلقى نمىشد بلكه در راستاى همان اهداف مقدسى بود كه زهرا عليها السلام دنبال مىكرد .
2 - بُعد سياسى
گرچه در احقاق حق و گرفتن فدك جنبهء اقتصادى آن بىتأثير نبود ولى عوامل سياسى در غصب فدك و مبارزه براى بازپسگيرى آن نقش اساسىترى داشت . در حقيقت فدك را نمىتوان از ساير حوادث آن عصر جدا كرد ، بلكه حلقهاى از يك زنجيره بود . حكومت غاصب مىديد فدك در دست خاندان وحى علاوه بر جنبهء مادى يك امتياز بزرگ معنوى محسوب مىشود و خود دليل بر مقام و منزلت آنها در پيشگاه الهى است ؛ زيرا چنان ثروت ارزشمندى را خداوند به آنان اختصاص دادهبود و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان « ذىالقربى » آن را به اهلبيت بخشيده بود و اين چيزى نبود كه از ديد مردم مخفى بماند .
روشن است كه وجود فدك در دست خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله با آن سابقهء تاريخى سبب مىشد كه مردم ، ساير آثار پيامبر صلى الله عليه و آله بخصوص مسألهء خلافت و جانشينى آن حضرت صلى الله عليه و آله را نيز در اين خاندان جستجو كنند . و اين مطلبى نبود كه سران كودتا بتوانند آن را تحمل كنند و همچنين چيزى نبود كه حضرت زهرا عليها السلام در مبارزهء خود به آن توجه نداشته باشد .
فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: سيد محمد حسينى شاهرودى
ص٩٨