ميان متأخرين از علماى شيعه با دلايل نقلى و عقلى تثبيت و تبيين شده در اعصار قبل مورد اختلاف بوده و عدهاى از بزرگان شيعه در عصر شيخ صدوق و قبل از ايشان ، با استنباط شخصى خود مقام معينى براى ائمه عليهم السلام قائل بودند بهگونهاى كه اعتقاد به فراتر از آن را غلو مىشمردند . و آن را عقايد افراطى و غلوآميز مىدانستند ، مانند : نقل امور شگفتانگيز دربارهء ائمه ، مبالغه در بيان معجزات و تجليل از آنان ، تنزيه آنان از نقائص زياد و اعتقاد به توانايى و دانش زياد آنان به اسرار كائنات و چنان كه شيخ صدوق و استادش ابن وليد صدور سهو « 1 » را از پيامبر و امام ممكن دانسته و در نتيجه عقيده به نفى سهو را غلو مىشمردهاند . اين مطلب تأثير بهسزايى نيز در علم رجال داشت ، زيرا رجالنويسانى مانند ابن غضائرى بعضى از راويان حديث را به جعل حديث و دروغگويى متهم نمودهاند و ريشهاش اين بوده كه راوى مزبور ، امورى را دربارهء ائمه عليهم السلام نقل كرده كه از ديدگاه وى غلو شمرده مىشده است . « 2 »
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٣١
هامش
( 1 ) - البته منظور آنان اسهاء است يعنى خداوند ( در غير موارد تبليغ و بيان احكام ) براى مصالحى امام يا پيامبر را به سهو ونسيان مىاندازد و سهو ناشى از تصرفات شيطانى منظور آنان نيست .
( 2 ) - ر . ك : كليات فى علم الرجال ، جعفر سبحانى ، ص 419 - 421 ؛ بحارالانوار ، ج 25 ، ص 345 - 346 .