توجه داشتم ؟ گفتم : اى پسر زن بدكاره ! چه چيز تو را از مشورت كردن با رهبر خود و سرور مسلمانان پس از پيامبر صلىالله عليه وآله باز داشته ، آنان كه بهتر از تو بودند مانند ابوبكر و عمر با او مشورت مىنمودند ، و به نظر و رأى او عمل مىكردند . عمرو گفت : همچون منى با همچون تويى سخن نگويد . گفتم : با توجه به شخصيت كداميك از پدر و مادرت از سخن گفتن با من روى گردانى ؟ پدر فرومايهات و يا مادرت نابغه « 1 » ؟ ! پس از جايش برخاست . « 2 »
شهادت شريح
چون عبيدالله بن ابى بكره در سال 78 از طرف حجّاج بن يوسف ثقفى به ايالت سيستان منصوب شد مدّت يكسال از جنگ خوددارى كرد زيرا رتبيل - ( سركردهء اقوام ترك در سيستان ) در حال صلح بود و همواره باج و خراج را مىپرداخت ولى گاهى از پرداخت آن خوددارى مىكرد .
حجّاج به عبيدالله بن ابى بكره نوشت كه لشكر بكشد و باز نگردد مگر پس از فتح شهرها و ويران كردن استحكامات و سنگرها و به بند كشيدن مردان دشمن .
عبيدالله هم لشكرى از اهل بصره و كوفه بسيج نمود . فرمانده كوفيان شريح بن هانى بود كه از ياران على عليه السلام بود .
عبيدالله پيش رفت تا وارد قسمتى از سرزمين رتبيل شد ، غنايم بسيارى به اندازهء دلخواه به دست آورد و استحكامات را ويران ساخت و قسمتى از سرزمين رتبيل را فتح كرد . تركان پيرو رتبيل نيز سرزمينها را يكى پس از ديگرى تخليه و به او واگذار مىكردند . تا به شهرهاى آنها مسلط و نيروهاى او به پايتخت نزديك شده به گونهاى كه فاصلهء ايشان تا پايتخت هجده فرسنگ بود . ناگاه دشمن همهء راهها را بر مسلمانان بست و درهها را گرفت به طورى كه مسلمانان يقين كردند
هامش
( 1 ) . نابغه مادر عمروعاص به بدنامى مشهور بوده است .
( 2 ) . وقعه صفين ، نضر بن مزاحم ، ص 542 .