آنگاه حضرت فرماندهان جناحهاى مختلف راتعيين كرد ودراين مرحله نيز فرماندهى طايفه همدان را به سعيد سپرد « 1 » * . « 2 » لحظات اوّليهء نبرد نزديك شده بود و على ( ع ) براى تشويق سربازان به جهاد خطابهاى ايراد كرد . پس از آن ، سعيد درجمع يارانش برخاست و گفت : حمد وسپاس خدايى را سزاست كه مارا به آيين خود رهبرى كرد و كتابش را به ميراث نزد ما نهاد ، و با ارسال پيامبر ( ص ) برما منّت گذاشت و او را رحمت بر عالميان وسرور مسلمانان و رهبر مؤمنان وپايان بخش انبياء وحجّت بزرگ خدا بر رفتگان وبازماندگان قرار داد . درود بى كران و رحمت خداوند براو باد . مشيّت وتقدير خداوند بر اين قرار گرفت كه ما رادر منطقه قُناصرين « 3 » با دشمنانمان روياروى سازد . به ، نمى زيبد كه از ميدان جنگ بگريزم امروز روز گريز نيست وگريزگاهى نيز وجود ندارد خداوند به مانعمتى ارزانى داشته است كه توان شكرش رانداريم وقدرش را نمى دانيم و آن اينكه ياران برگزيده پيامبر ( ص ) وخوبان آنان با ما هستند . سوگند به خدايى كه به حال بندگان آگاه است ، هنگاميكه هفتاد تن از بدريان « 4 » با ما هستند اگر فرمانده ما سياهى حبشى ونشاندار باشد ، سزاوار است كه با بينشى باز و رضايت خاطر به جنگ با معاويه برويم . چگونه با بينشى عالى وخاطرى آسوده به جنگ آنان نرويم در حالى كه
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٩٦
هامش
( 1 ) * . سعيد فرماندهى چهار هزار سواره نظام رابه عهده داشت كه مجهز به سلاح كامل بودند ، اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 242 - وقعه صفين ، ص 453 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 205 .
( 3 ) . منطقهاى درشام كه نبرد صفين درآن روى داد . وقعهء صفين ، ص 236 .
( 4 ) . به كسانى گفته مىشود كه همراه پيامبر ( ص ) درجنگ بدربسال دوّم هجرت شركتكردند .