پس از آمادگى نيروها ، فرمان حركت صادر شدو لشكر بسوى منطقه صفين به راه افتاد . درميان راه اختلافاتى ميان برخى از طايفهها پيش آمد كه باهوشيارى وتدبير سعيد بر طرف گرديد . هنگامى كه امام ( ع ) فرماندهى طايفه كندهوربيعه رابه حسّان سپرد واشعث از فرماندهى بركنارشد ، برخى ازآنان ناخشنود شدند و ( اعتراض كردند ) « 1 » سعيد با قاطعيت در برابر معترضان ايستاد و آنان راسخت مورد نكوهش قرار داد و از انتصاب شايسته فرماندهى حمايت كرد . « 2 » لشكرهمچنان درحركت بود تا آنكه به نزديكى شريعهء فرات رسيد . دشمن از پيش شريعه راتصّرف كردوآب رابه روى سپاه على ( ع ) بست . ياران نيرومند على ( ع ) دشمن راعقب راندند و خود برشريعه مسلطّ شدند وبفرمان على ( ع ) دشمن رااز آب محروم نساختند . آنگاه على ( ع ) سه تن از يارانش را برگزيد و نزد معاويه فرستاد كه يكى از آنها سعيد بود وفرمود . او رابه اطاعت خدا و پيروى از ما و همراهى با جمع مسلمانان دعوت كنيد وبادليل با او سخن گوئيد . ببينيد نظرش چيست . « 3 » دراين فاصله درگيرى هاى پراكندهاى ميان دو سپاه رخ داد كه برترى با سپاه على ( ع ) بود . درهمين هنگام هيئتهاى صلح نيز كار خود راآغاز كردند . ولى به نتيجهاى نرسيدند وجنگ همچنان با درگيرى هاى متفرق دو سپاه ادامه داشت تا آنكه ماه محّرم فرا رسيد و مردم دست از جنگ كشيدند . محّرم به پايان رسيد وعلى ( ع ) اعلام جنگ داد . « 4 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٩٥
هامش
( 1 ) . همان مدرك ، ص 138 .
( 2 ) . همان مدرك ، ص 138 . ر . ك ، ص 7 همين جزوه ؟
( 3 ) . همان مدرك ، ص 187 ؛ مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 168 .
( 4 ) . وقعهء صفين ، ص 202 .