تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

مأموريت مجدّد

بعد از جريان حكميّت ، امام ( ع ) قيس را به حكومت آذربايجان فرستاد . « 1 » وقتى نتيجه اسفبار حكميّت ظاهر شد امام براى سركوبى معاويه به تهيّه عدّه وعُدّه پرداخت حضرت طى نامه‌اى به قيس نوشت : عبداللّه بن اشبيل احمسى راجاى خود بگذار ونزد ما بيا ، زيرا مسلمين گرد يكديگر جمع شده ومطيع وفرمانبردار شده‌اند من به زودى در اوّل ماه براى جنگ با سركشان آماده خواهم شد ان شاءاللّه و تأخير م فقط به خاطر پيوستن توست . خداوند براى ماوشما در همهء كارها به نيكى حكم كند . « 2 » قيس دراطاعت امر امام به كوفه آمد و حضرت او رابه فرماندهى مقدمه سپاه كه ازمردم عراق تا آذربايجان بودند ، گمارد وفرماندهى « شرطةالخميس » را هم به او واگذار فرمود . « 3 » در اين بين شرارتهاى خوارج از حد گذشت اصحاب پيشنهاد كردند كه قبل از حركت به طرف شام مسئله خوارج حل شود و امام پذيرفت و به سوى نهروان رهسپار شد امام به قيس كه فرمانده مقدمه بود فرمود كه جلوتر بروند و در مدائن فرود آيند ومنتظر امام باشند و بعد خود به همراه بقيّه سپاه حركت كرد و در نهروان قيس به امام ملحق شد . « 4 » هنگام روبروشدن باخوارج ، امام از آنها خواست كه قاتلان خباب بن ارت راكه به دست خوارج كشته شده بود تحويل دهند و از جنگ پرهيز كنند ولى آنها تسليم نشدند قيس برخاست ودرنصيحت آنان گفت :

هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 2022 .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 203 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 83 .
( 4 ) . همان مدرك .