خنثى سازى توطئه معاويه
همانطور كه گفتيم يكى از دو دختر عبداللّه بن جعفر ، زينب نام داشت كه معاويه با زيركى سياسى خود مى خواست او را به همسرى يزيد درآورد و از پشتيبانى بنى هاشم استفاده كند تا حكومت در دراز مدت هر چه بيشتر در خاندان بنى اميّه باقى بماند .
از اين رو معاويه به مروان ، حاكم مدينه نوشت :
« زينب دختر عبداللّه بن جعفر را براى يزيد خواستگارى كن ، و از نظر صداق ( مهريه ) هر چه عبداللّه پيشنهاد كرد بپذير ، و بگو ، ضمناً شرط
مى كنم هر چه بدهكارى دارد بپردازم هر چند زياد باشد ، و بين دو طايفه بنى اميّه و بنى هاشم صلح برقرار باشد . »
مروان نزد عبداللّه بن جعفر رفت و خواستگارى كرد عبداللّه گفت :
« اختيار دختران مابا حسن بن على ( ع ) است ، از او خواستگار كن . »
مروان خدمت امام حسن رفت و مأموريتش را ابلاغ كرد .
امام فرمود :
« مروان سخنانى را گفتى اينك جواب بشنو . »
1 . امر صداق را به پدر دختر واگذار كردى ولى مابر خلاف سنت و رويه پيامبر ( ص ) رفتار نمى كنيم .
2 . تاكنون كدام دخترى از ما قرض پدر را پرداخته است تا اين دومش باشد ؟
3 . اينكه گفتى بين دو طايفه صلح برقرار خواهد بود چنين نيست زيرا مابراى خدا و در راه خدا با شما دشمنى مى كنيم و اين با امور دنيايى آشتى ناپذير است . . .