تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

مطلّع كند مردم دسته دسته براى شنيدن پيام امام ( ع ) به مسجد آمدند . جمعّيت انبوهى گرد آمد . امام ( ع ) بر فراز منبر رفت و سخنرانى مهّم خود را با حمد و سپاس الهى آغاز كرد . آنگاه مردم را براى شركت در نبرد تشويق كرد و لشكر كشى معاويه را به اطلاع آنان رساند . سخنرانى امام در آن جمعيت بى مانند بپايان رسيد ولى هيچ كس دعوتش را اجابت نكرد . در اين هنگام ، برخى از رؤساى قبايل برخاستند و حمايت خود را از امام ( ع ) اعلام داشتند كه از جملهء آنان معقل بود . اولين كسى كه برخاست عدى بن حاتم بود . با فريادى خشمگين به مردم گفت : « منم عدى پسر حاتم ! چه جايگاه ناروايى است ! آيا نمى خواهيد دعوت امام خود را كه پسر پيامبر شماست ، اجابت كنيد ؟ كجايند خطيبان « مُضَرْ » « 1 » ؟ كجا رفتند مسلمانان ؟ كجايند آنان كه در دوران راحت زبانشان همچون تازيانه بود و اينك كه كار جدّى شده همانند روباه به سوراخها خزيده اند ؟ آيا از خدا نمى ترسيد ؟ آيا اين ذلّت را براى خود ننگ نمى دانيد ؟ آنگاه رويش را بسوى امام برگردانيد و گفت : « خداوند ترا بسوى حق هدايت كند و از آنچه ناپسند مى دارى ، دور بدارد و همه جا پيروزى را قرينت كند ، گفتارت را شنيدم و فرمانت را به جان و دل پذيرفتم . سخنت را مى شنويم و در برابرت سر به اطاعت فرو مىآوريم . » « 2 » پس از پايان سخنان عدى ، معقل برخاست و خطابه ائى تاريخى ايراد كرد ، و طى آن مردم را سرزنش كرد و آنان را به جهاد در راه خدا و اطاعت از امام حسن ( ع ) فرا خواند و همانند سخنان عدى را بازگفت .

هامش
( 1 ) . مضر ، اسم طايفه بوده است .
( 2 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 39 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 38 .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 142 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى