اى ابن عباس ، سنّت الهى را رعايت نكردى ، بدون اجازه بر ما داخل شدى و بدون دستور روى فرش مانشستى .
ابن عباس گفت :
اگر درخانهاى بودى كه پيامبرصلىالله عليهوآله تو را جاى داده بود بدون اجازه داخل نمىشديم و بر فرش تو نمىنشستيم .
اميرمؤمنان دستور مىدهد كه آماده رفتن به مدينه شوى ، و هر چه زودتر به آنجا بر گردى !
عايشه گفت : اين كار را نمىكنم ، با رفتن مخالفم .
ابن عباس به حضور على عليهالسّلام رفت و مخالفت عايشه را به عرض رساند . بار دوّم او را فرستاد كه به عايشه بگويد :
اميرمؤمنان به تو دستور مىدهد كه باز گردى . او نيز پذيرفت و حاضر به باز گشت به مدينه شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 368 .