هيچ گاه دو گروه از يكديگر جدا نشد ، مگراين كه من دربهترينشان بودم ، ما و تو پس از قصّى بن كلاب از يكديگر جدا شديم ، آيا ما درگروه بهتر هستيم يانه ؟ اگر گفتى آرى ، محكوم شده اى ، و اگر بگويى نه ، كافر شدهاى .
باشنيدن اين سخنان ، بعضى از حاضران خنديدند .
عبدالله بن زبير گفت :
به خداسوگند ، اگر نه اين بودكه تو ميهمان ماهستى و احترام تو بر ما لازم است ، هر آينه پيش از برخاستن ، از پيشانيت عرق سرازير مىكردم .
ابن عباس گفت :
چرا ؟ آيا مى خواهى سخن باطلى را بگويى ، بدان كه باطل برحق پيروز نخواهد شد ، يا سخن حقى براى گفتن دارى ؟ و حق از ناحق هراسى ندارد
جمع حاضردست ابن عباس راكه درآن زمان نابينا شده بود گرفتند و گفتند : اى مردبرخيز كه براى چندمين بار او رامحكوم كردى .
ابن عباس ازجابرخاست و اين بيت را گفت :
هان اى خويشان من ، كوچ كنيد وبرويد ،
كه اگر مرغ سنگخواره رارها كنند به خواب خواهد رفت .
ابن زبير گفت :
اى صاحب مرغ سنگخواره ، بنزد من بيا ، تو مرا رها نمى كنى تاسخنم را بر زبان بياورم . به خدا سوگند ، همه مى داننند كه من از پيشگامان دراسلام هستم ، و فرزند يار نزديك پيامبر صلى اللّه عليه وآله كه راستگو ومفتخر به پاكيزه ترين شرافتهاست مى باشم . كسى كه از طليق ( رهاشده ) بهتر است ( نظرش به عباس است ) .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٣٠