همچنين عمّار در غزوهء « ذات الرقاع » ( كه در سال چهارم هجرى اتفاق افتاد ) حضورى چشمگير داشت . او در يكى از شبهاى بسيار حساس و طوفانى ، به همراه « عبّادبن بِشْرْ » نگهبانى نيروهاى اسلام را عهده دار شد ، كه به دنبال تير اندازى يكى از افراد دشمن و مجروح شدنِ « عبّاد » عمّار به تعقيب دشمن برخاست و دشمن با شنيدن نام عمّار در تاريكى شب فرار كرد . « 1 » در سال ششم هجرى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله به پادشاهان نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد ، « 2 » آن حضرت عمّار را با نامه اى به دربار « ايْهَم بن نعمان غسّانى » ( فرمانرواى شام ) فرستاد . « 3 » عمّار در سال نهم هجرى در جنگ تبوك شركت جست ، و در كنار رسول خدا ( ص ) عليه روميان آماده نبرد شد . « 4 » وقتى برخى از منافقان به تضعيف روحيّه نيروها پرداختند گفتند : مگر جنگ با بنى الاصفر ( فر زندان زرد - روميها ) همانند ساير جنگهاست ؟ گويا مى بينم فردا به ريسمانها بسته شده ايد ! خبر به پيامبر ( ص ) رسيد ، حضرت به وسيله عمّار براى آنها پيام فرستاد . ( فرمانده آگاه و مدير ، هر نوع تهديد و تضعيف عليه نيروهايش را با سرعت و دقّت و شيوه اى مناسب دفع مىكند . ) عمّار وقتى سخنان پيامبر ( ص ) را به آنان رساند ، همگى آمدند و عذر خواهى كردند . « 5 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٩٤
هامش
( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 396 ؛ سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 213 - 219 .
( 2 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 210 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 644 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 77 .
( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 78 ؛ ابن سعد در طبقات ، ج 1 ، ص 265 ، نام آن حاكم را « جبلةبن ايْهَم » ذكر كرده است .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 100 ؛ سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 159 .
( 5 ) . همان مدرك ، ص 108 ؛ همان مدرك ، ص 168 .