تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

« آنان كه صبح وشام خدا را مى خوانند و نيتّشان وجه الهى است از خود دور مكن ، نه حساب آنها بر تواست و نه حساب تو بر آنها ، كه آنها را طرد كنى و در نتيجه از ستمگران شوى . » « 1 » آيه اى ديگر هنگامى نازل شد كه گروهى از مسلمانان ( عمّار ، پدرش و مادرش ، صُهَيْبْ ، بلال و خبّاب ) در چنگال مشركان گرفتار بودند ، و آنها را مجبور به ترك اسلام و اظهار كلمات كفر آميز مى كردند . پدر و مادر عمّار در اين ماجرا سرسختانه مقاومت كردند و به شهادت رسيدند . ولى عمّار آنچه را كه مشركان مى خواستند ، به زبان آورد . اين خبر در ميان مسلمانان شايع شد . بعضى غياباً عمّار را محكوم كردند و گفتند : « او از اسلام روى گردانده و كافر شده است . » امّا پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : « چنين نيست ، عمّار سرا پا ايمان است ، و ايمان با گوشت و خون او آميخته است . » چيزى نگذشت كه عمّار گريان به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله پيامبر ( ص ) پرسيد : « عمّار چه شده است ؟ » عمّار گفت : « اى پيامبر ! خبر ناگوارى دارم ، مشركان دست از سرم بر نداشتند تا نسبت به شما جسارت كردم ، و بتهاى آنها را به نيكى ياد كردم . » پيامبر ( ص ) با دست خود اشك از چشمان عمّار پاك كرد و فرمود : « اگر باز هم تو را زير فشار قرار دادند ، آنچه مى خواهند بگو . » در اين هنگام اين آيه نازل شد : « 2 »

هامش
( 1 ) . وَلا تَطْرُدِ الَّذِيْنَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَداةِ وَاْلَعشىِّ يُرِيْدُونَ وَجْهَهُ ماعَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْىءٍ وَ مامِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْىءٍ فَتَطْرُدَ هُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمْيِنَ . ( انعام ، آيهء 52 ) .
( 2 ) . تفسير مجمع‌البيان ، طبرسى ، ج 4 ، ص 128 ؛ تفسير الدرالمنثور ، ج 4 ، ص 132 با اندك تغيير ؛ الغدير ، ج 9 ، ص 23 .