دست به دعا برداشت و گفت : « پروردگارا ! خاندان ياسر را بيامرزو بيگمان چنين كرده اى . » « 1 » سُميه مادر عمّار بارها مورد شكنجهء مشركان قرار گرفت ، ولى از اسلام دست بر نداشت ، و در برابر شكنجه ها سرسختانه مقاومت مىكرد ، تا اينكه روزى ابوجهل بر او گذشت و با ضربهء خنجر او را به شهادت رساند . « 2 » و بدينگونه سُميّه نخستين شهيد اسلام گشت « 3 » ياسر پدر عمار نيز دراثر شكنجههاى دشمنان اسلام جان سپرد . « 4 » « عبداللّه بن ياسر » برادر عمّار نيز پس از تحمّل شكنجه هاى زياد ، در اثر تيرى كه دشمن به وى زد به شهادت رسيد « 5 »
عمّار در قرآن
جمعى از قريش از كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گذشتند ، در حالى كه « صُهَيْبْ » ، « عمّار » ، « بلال » ، « خَبّاب » و امثال ايشان ، از مسلمانان كم بضاعت ، در حضور آن حضرت بودند . مشركان با مشاهدهء اين صحنه گفتند :
« اى محمّد ! آيا از ميان جمعيت به همين افراد دل بسته اى ؟ آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما برگزيده ؟ آيا پيرو آنها باشيم ؟ هر چه زودتر آنها را از خود طرد كن ، شايد ما به تو نزديك شويم . و از تو پيروى كنيم . »
در آن حال اين آيه نازل شد :
هامش
( 1 ) . أَللَّهُمَ اغْفِرْ لِآلِ ياسِرٍ وَ قَدْ فَعَلْتَ ( طبقات ، ابن سعد ، ج 4 ، ص 137 ؛ الغدير ، ج 9 ، ص 20 ؛ كنز العمال ، ج 16 ، ص 139 ) .
( 2 ) . طبقات ، ابن سعد ، ج 8 ، ص 264 .
( 3 ) . همان مدرك و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 28 .
( 4 ) . اصابه ، ج 3 ، ص 648 .
( 5 ) . همان مدرك .