توديع عبداللّه بن رواحه
در جريان مشايعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و عدّهاى از مسلمانان از سپاهيان اسلام ، مشايعت كنندگان سربازان اسلام را وداع كرده و به آنان گفتند :
« دَفَعَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَرَدَّكُمْ سالِمينَ غانِمينَ »
خداوند شمار را حمايت كند و به خواست خداوند صحيح وسالم و با غنايم جنگى باز گرديد .
در اينجاعبداللّه بن رواحه كه معاون دوّم فرمانده لشكر بود ، اين اشعار را خواند :
« لكِنَّنى أَسْأَلُ الَّرحْمنَ مَغْفِرَةً * وَضَرْبَةً ذاتَ فَرْغٍ تَقْذِفُ الزَّبَدا
حَتَّى يُقالَ إِذا مَرُّوا عَلى جَدَثىِ * أَرْشَدَهُ اللَّهُ مِنْ غازٍ وَقَدْ رَشَداً » « 1 »
« من از خداوند آمرزش را مىطلبم ، و ضربت شكنندهاى كه كفهاى خون از آن بيرون ريزد و اين كه هنگام عبور مردم از كنار قبر من ، مرا دعا كنيد و بگويند خدا او را سعادتمند گرداند . »
اين جملات از عبداللّه بن رواحه نمايانگر قدرت ايمان و شجاعت و عشق فراوان او به شهادت است . در اين حال ديدند كه اين فرمانده شجاع مىگريد و در پاسخ كسانى كه علّت گريه را مىپرسيدند ، گفت :
« من هرگز علاقه اى به دنيا ندارم و به خاطر جداشدن از دنيا گريه نمىكنم ، علت گريهء من اين است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين آيه را شنيدهام كه فرمود :
« وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً » « 2 »
هامش
( 1 ) . سيره ابنهشام ، ج 4 ، ص 347 ؛ السّيرة النبويّه ، زينى دحلان ، حاشيه سيرهء حلبيه ، ج 2 ، ص 224 .
( 2 ) . مريم ، آيهء ، 71 .