تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤

خود و ولايت عامّه منصوب نموده بود ، دست بيعت به سوى ديگران دراز كنند ، و ديگرى را بر مسند خلافت ببينند . « 1 » اين بود كه وقتى ابوبكر وعمر به نفع خود تبليغ مى كردند ، و سعى داشتند كار را به سود خود تمام كنند ، نخستين كسى كه پرچم مخالفت با آنان را برافراشت ، حباب بن منذر بود . او برخاست و خطاب به انصار چنين گفت : اى گروه انصار ، زمام كار خويش رابه دست خود گيريد ، كه مردم در زير سايهء شما و در پناه شما به سر مى برند ، و هيچكس جرأت مخالفت با شما را ندارد ، و مردم از رأى و نظر شما پيروى مى كنند . شماييد اهل عزت و ثروت و نيرومندى و تسخير ناپذيرى و تجربه و دليرى و كمك رسانى ، مردم نگران عملكرد شما هستند ، با يكديگر اختلاف نكنيد كه رأيتان تباه مىشود ، و كارتان سست مىگردد ، اگراين گروه جز آنچه را كه شنيديد نپذيرفتند ، پس از ما اميرى باشد و از ايشان اميرى . عمر گفت : هيهات ! دو شمشير در يك غلاف جاى نمىگيرد « 2 » ، به خدا سوگند عرب راضى نخواهد شد كه امارت به شما برسد در حالى كه پيامبر از غير شماست ، ولى عرب مخالفتى ندارد كه رياست را به گروهى

هامش
( 1 ) . بطورى كه از تاريخ و كلام على ( ع ) استفاده مىشود ، وقتى بر انصار ( همانند سعد بن‌عباده ) معلوم شد كه مهاجرين ( جز بنى هاشم و جمعى ديگر ) نمى گذارند خلافت به على ( ع ) برسد ، آنها وارد معركه سقيفه شدند . « قالَ عَلىٌّ ( ع ) . . . وَلَقَدْ كانَ سَعْدٌ لَمَّارَأَى النَّاسَ يُبايِعُونَ أَبابَكْرٍ نادى أَيُّهَا النَّاسُ إِنّى وَ اللَّهِ ماأَرَدْتُها حَتَّى رَأَيْتُكُمْ تَصْرِ فُونَها عَنْ عَلِىّ وَ لا أُبَايِعُكُمْ . . . » ( نهج السعادة ، ج 5 ، ص 206 ) .
( 2 ) . معادل اين جمله در زبان فارسى ، همان جملهء معروف سعدى است ، كه هرگز دو پادشاه دراقليمى نگنجند .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 234 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى