تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
را از من پنهان دارى . - بسيار خوب ، چون شما اصرار داريد از حال من جويا شويد ، به شما مى گويم . - به آن خدايى كه مقام نبوت را به پيامبر ( ص ) كرامت كرد و تو را به تاج وصايت آراست همسر و فرزندانم در خانه بر اثر گرسنگى بى طاقت شده و به گريه افتاده اند ، گريهء آنان را شنيدم نتوانستم تحمل كنم و با غم و غصه از خانهء خود بى هدف بيرون آمدم تا خداوند گشايشى بفرمايد اينك تلاش مى كنم تا غذايى تهيه كنم . هنوز سخن مقداد تمام نشده بود كه اشك در چشمان حضرت حلقه زد و قطرات اشك از ديدگانش سرازير شد بطورى كه محاسن شريفش را تر كرد و فرمود : « اى مقداد ! سوگند به همان كسانى كه ياد كردى من نيز به همان قصد كه تو براى آن از خانه بيرون آمده اى بيرون شدم ، اينك دينارى را از كسى قرض كردم ، بيا اين دينار را تو بردار و در فكر من مباش ! » حضرت دينار را به او داد و به مسجد رفت مقداد هم به خانه بازگشت و با آن دينار غذايى تهيه كرده و آن روز را با آن دينار گذراند . « 1 »

فضايل مقداد

مقداد مجموعه اى از فضايل و مناقب بود ، انواع فضيلتها از قبيل سبقت در اسلام و هجرت ، علم ، استقامت ، ثبات ، جوانمردى و نجابت را دارا بود ، او مردى بزرگ و با شخصيت بود . « 2 » در اينجا به نمونه هايى كه بطور مستقيم و روشن نمايانگر برجستگى و

هامش
( 1 ) . المعيارو الموازنه ، ص 237 ، بيروت .
( 2 ) . نتقيح المقال ، ج 3 ، ص 245 .