ج )
يادآورى مصائب كربلا : عقبةبن بشير اسدى مىگويد : امام باقر ( ع ) به من فرمود : اى بنى اسد ! خونى به گردن شما داريم . گفتم : اى ابا جعفر ! رحمت خدا بر شما باد ! گناه من در اين مورد چيست ؟ كدام خون ؟ فرمود : كودك امام حسين ( ع ) را نزد او بردند وى در آغوش پدر بود كه يكى از افراد [ طايفهى شما ] با پرتاب تيرى او را كشت . امام حسين ( ع ) دست خود را از خون او پر كرده و بر زمين ريخت . « 2 » سپس گفت : خدايا اگر از آسمان يارى خود را از ما دريغ داشتهاى پس اين خون را سبب خير و نيكى قرار داده و انتقام ما را از اين ستمگران بستان . راوى مىگويد : عبداللَّهبن عقبهى غنوى با پرتاب تير به سوى ابوبكربن حسينبنعلى او را به شهادت رسانده بود . « 3 »
ح )
پشتيبانى از مختار : امام باقر ( ع ) فرمود : به مختار ناسزا نگوييد ، زيرا او كسى است كه قاتلان شهيدان ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت و بيوه زنان ما را شوهر داد و در تنگدستى به ما كمك مالى كرد . « 4 » امام باقر ( ع ) در حمايت از مختار و قيام خونين سيّد الشهدا ( ع ) ، ابوالحكم فرزند مختار را در كنار خويش نشاند و مورد نوازش و احترام قرار داد . به سبب تبليغات امويان بر ضدّ مختار ، مردم از وى به بدى ياد مىكردند . ابوالحكم ، نظر امام پنجم ( ع ) را جويا مىشود . آن حضرت مىفرمايد : سبحان اللَّه ! پدرم به من خبر داد كه به خدا سوگند مهر مادرم از همان پولى بود كه مختار برايش فرستاده بود .