تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
مىزدم و به خدمت رسول الله صلىالله‌عليه‌وآله بر مىگشتم پيامبر در حقم دعا مىكرد و من به همين خاطر اين كار را انجام مىدادم ابوبكر با شنيدن اين سخن برآشفته شد و ابوهيثم را ترك نمود . « 1 »

مدافع حريم ولايت

ابوهيثم از جمله اوّلين كسانى بود كه به اميرمؤمنان عليه‌السّلام رجوع نمود . « 2 » و با او دست بيعت داد . او از مخالفان خلافت ابوبكر بود و بارها در محافل ، مخالفت خويش را اظهار كرد . دوازده نفر از بزرگان مهاجر و انصار با خلافت ابوبكر مخالفت كردند . و تقدّم او را انكار نمودند كه ازجمله آنها بودند سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، ذوالشهادتين و ابوهيثم بن تيهان . روزجمعه در پاى منبر ابوبكر حاضر شدند و مطالبى را در دفاع ازحق اميرالمؤمنين ( ع ) و اينكه آن حضرت وصى پيامبر ( ص ) است بيان داشتند و از آن ميان ابو هيثم چنين گفت : من گواهم كه پيامبر ( ص ) براى نطق ايستاد و على را بالا برد ، انصار گفتند همانا او را براى خلافت و جانشينى بپاداشته است برخى گفتند او را بالا برده است تا مردم بدانند على سرور و آقاى هر كسى است كه پيامبر سرور و آقاى اوست . سپس پيامبر فرمود : بدانيكه كه خاندان من ستاره‌هاى اهل زمينند آنها را پيش داريد و كسى برآنها پيش نيفتد . « 3 »

هامش
( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 448 .
( 2 ) . الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 184 ؛ سفينة البحار ، شيخ عباس قمى ، ج 3 ، ص 196 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 48 ؛ جامع الرواة ، محمدبن على حائرى ، ج 2 ص 423 .
( 3 ) . خصال ، شيخ صدوق ، ترجمه كمره‌اى ، ص 228 و 233 ، چاپ هفتم انتشارات اسلاميه ، تلخيص .