در جنگ ذى قَرَد
عبدالرحمن بن عينيه شتران پيامبرصلى الله عليه وآله را غارت كرد و چوپان آن راكشت . غلام پيامبر به مدينه رفت كه به آن حضرت اطلاع دهد . سلمة بن اكوع دشمن را تعقيب كرد وخسارات زيادى به آنان وارد ساخت ومنتظر نيروهاى پيامبر ( ص ) ماند . رسول خدا ( ص ) سوارانى را گسيل داشت ، اولين آنها اخرم اسدى بود و پشت سر او ابوقتادهء انصارى و بعد از او مقداد بن اسود كندى . ابوقتاده به عبدالرحمن قاتل اخرم بانيزه حمله كرد ، واو راكشت . عبدالرحمن اسب ابوقتاده راپى كرده بود ، ابوقتاده براسب اخرم جهيد ودشمن بازگشت وفراركرد . صبحگاهان وقتى نيروهاى اسلام به مدينه بازگشتند رسول خدا ( ص ) فرمود : « امروز بهترين سواركارما ابوقتاده وبهترين جنگجوى پيادهء ما سلمة بن اكوع بود . » « 1 » درهمين واقعه ، وقتى سوارهها بايكديگر درگير شدند ، ابوقتاده ، حبيببن عينيه بن حصن راكشت و او راباقطيفهء خود پوشانيد و به ياران خود ملحق شد . رسول خدا ( ص ) آمد درحالى كه قطيفهء ابوقتاده بر روى حبيب افتاده بود ، مردم گفتند : « إنا لله وانّااليه راجعون ، ابوقتاده كشته شد . » پيامبر ( ص ) فرمود : « نه او ابوقتاده نيست كه كشته شده بلكه او كسى است كه ابوقتاده او راكشته است وقطيفهء خود رابر او كشيده تا بدانيد كه قاتل او ابوقتاده است . » « 2 »