1 . روايت « على عليهالسّلام نخستين كسى است كه اسلام آورد . » « 1 » 2 . روايت معروف غدير كه مورد اتفاق شيعه و اهل سنت است . « 2 »
« عمرو » در عصر پيامبر ( ص )
رسول خدا ( ص ) گروهى را براى نبرد به منطقهاى فرستاد و به آنان چنين گفت :
« در فلان ساعت از شب راه را گم مىكنيد . شما سمت چپ را در پيش گيريد ، به مردى برخورد مىكنيد ، ازاو مىخواهيد كه شما را راهنمايى كند ، اما او پيش ازآنكه از غذاى او بخوريد شما را راهنمايى نمىكند .
شما نزد او مىمانيد و او براى شما يك گوسفند سر مىبرد . او پس از سير كردن شما ، به پا مىخيزد و راه را نشان مىدهد . شما از جانب من به آن مرد سلام برسانيد و به او اعلام كنيد كه من در مدينه ظاهر شدهام . »
سريهء اعزامى به راه افتاد ، آنها پس ازمدتى راه را گم كردند . يكى از آنان گفت :
« مگر رسول خدا صلىاللهعليهوآله نفرمود كه به سمت چپ برويد ؟ ! »
همه به آن سو رفتند ، و به مردى كه پيامبر ( ص ) فرموده بود رسيدند . راه را از وى پرسيدند . او گفت :
« راه را نشان نمىدهم مگر اينكه از طعام من بخوريد . »
سريهء اعزامى ازخوراك او خوردند . و پس از آن راه رانشان داد و آن گروه ، راه افتادند و فراموش كردند كه سلام رسول خدا ( ص ) را به او برسانند .
آن مرد كه « عمرو بن حَمِق » نام داشت پرسيد :
« آيا پيامبر در مدينه ظاهر شده ؟ »
هامش
( 1 ) . عَلَىٌّ اوَّلُ مَنْ أَسْلَمَ ( مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 7 ) .
( 2 ) . الغدير ، ج 1 ، ص 57 .